+ تست روانشناسی

آیا تا کنون به پاسخ این سوال فکر کرده اید آیا به این موضوع دقت کرده‌اید
؟؟درحمام کردن کدام قسمت بدن‌تان را اول می‌شویید؟ / تست روانشناسیقبل از اینکه این
متن را بخوانید اول تصمیم بگیرید و فکر کنید که کدام ناحیه از اعضای بدنتان را در
ابتدا می‌شورید و بعد این تست را ادامه دهید.

شما شخصی هستید که هنگام ورود به حمام صورت خود را می‌شورید:
پول برای شما
اهمیت بسیاری دارد اما نسبت به اهمتی که پول در زندگی شما دارد کوشش کمی‌برای به
دست آوردن آن انجام ‌می‌دهید سطح تقاضا و تلاش شما دارای توازن نمی‌باشد . در صحبت
های خود خیلی پایبند صداقت نیستید و برای اینکه به مقصود خود برسید گاهی اوقات
صداقت خود را فراموش می‌کنید . افرادی که در اطراف شما هستند به دلیل رفتارهای
متفاوتی که شما انجام می‌دهید قادر به درک صحیحی از شما نیستند ولی شما به تفکرات
دیگران راجع به خودتان اهمیت زیادی نمی‌دهید و معمولا کارهایی را که خودتان دوست
دارید و طبق خواسته و میل خودتان باشد انجام می‌دهید.

شما شخصی هسیتد که ابتدا زیر بغل خود را می‌شورید:
شما شخصی قابل اعتماد و
بسیار مسئول هستید و هر کاری که بر عهده شما گذاشته می‌شود را به خوبی انحام
می‌دهید . شخصی کاملا مردمی‌هستید و به همین دلیل و ویژگی که دارید بسیاری از افراد
مطیع شما هستند و ارزش بالایی را برای شما  قائل هستند ، زیرا شما اگر دوستی داشته
باشید که در قطب شمال زندگی کند و به کمک شما احتیاج داشته باشد بلافاصله با شنیدن
این خبر به کمک او می‌روید . اما توصیه می‌کنیم اینقدر صادق نباشید زیرا باعث
می‌شود که متحمل  ضربات جبران ناپذیری شوید.

شما شخصی هستید که ابتدا موهای سر خود را می‌شورید:
این افراد هنرمند، خلاق،
هستند و معمولا دارای افکاری مثبت هستند که باعث می‌شود دیگران را به خود جذب
کنند.  این افراد معمولا آنقدر در رویاهایی خود غوطه ور می‌شوند که گاهی فراموش
می‌کنند در حال حاضر و در این زمان به سر می‌برند. برای به دست آوردن پیروزیها و
موفقیت ها با تلاش مدام و پیوسته  پیش می‌روید. شما قادر به درک موضوعاتی هستید که
دیگران نمی‌توانند آن را درک کنند. موقعیت اجتماعی برای شما بسیار مهم تر از جنبه ی
اقتصادی آن می‌باشد. به خانواده و دوستانتان اهمیت زیادی می‌دهید.

شما شخصی هستید که اول قفسه‌ی سینه تان را می‌شورید:
شما شخصی هستید که زیاد
اهل حرف و سخن نیستید و ترجیح می‌دهید در مورد کاری صحبت نکنید تا این کار به اتمام
برسد و بعد در مورد آن صحبت می‌کنید ، آدمی‌رک هستید.آرامش خیال و آسودگی بزرگترین
هدف شما در زندگی است . شما شخصی هستید که نمی‌توانید افرادی که به نوعی حواس پرت

یا پریشان هستند تحمل کنید . شما همیشه تمایل به کارهای جدید و نو دارید و از تمام
وقایع جدید و متنوع استقبال می‌کنید.

شما شخصی هستید که اول شانه‌هایتان را می‌شورید:
این افراد  معمولا در همه‌ی
کارهای خود با ناامیدی وارد می‌شوند به همین دلیل نمی‌توانند پیروز میدان شوند جون
از ابتدای امر با نا امیدی وارد می‌شوند . علی رغم توانایی های زیادی که دارید تا
کنون پیشرفت قابل توجهی نصیب شما نشده است . دوست دارید وقت خود را در تنهایی
بگذرانید و از تفریحات جمعی فراری هستید . پول برای شما در زندگی تان تاثیری وافر و
باور نکردنی دارد در حالی که بر تمام قعالیت های شما تاثیر مستقیمی‌دارد.

شستن سایر نقاط بدن:
شما شخصی بسیار متعادل هستید، به راحتی می‌توانید درون
خود را کنترل کنید و بر احساسات قلبی تان فائق شوید . شما  فردی فعال  و پویا
نیستید باید این موضوع را یاد بگیرید که این حس را در خود بیدار سازید تا بتوانید
زندگی تان را از هیجان سرشار کنید . شما شخصی دوست داشتنی هستید و به هر مجلسی که
قدم بگذارید دوستان زیادی را برای خود پیدا می‌کنید.

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢۱
comment نظرات () لینک


+ روانشناسی انتخاب نوع لباس و رنگ آن


لباسهای تنگ: افرادی که لباس های تنگ میپوشند عموما افرادی مغرور و زود رنج اند. همچنین افرادی بسیار جذاب هستند.افرادی شایسته و معقول اند.



لباسهای گشاد: افرادی که لباس های گشاد میپوشند افرادی بخشنده هستند به هیچ وجه حسود نبوده و دوستان زیادی دارند. فداکار و صادق نیز هستند.



لباس های تیره: افرادی که لباس های تیره میپوشند عموما افرادی خودخواه بود و بسیار خونسرد هستند به ندرت عصبانی می شوند و و سلیقه ی خوبی در انتخاب لباس دارند.



لباس های روشن: افرادی که لباس های روشن میپوشند افرادی فداکار و صادق هستند. افرادی مهربان و شوخ طبع هستند عاشق صلح و صفا وارامش اند.



سبز:

انتخاب رنگ سبز برای لباس معمولا نشان دهنده آن  است که صاحبان آن ,شخصیتی قوی واراده ای بالا دارند .در تصمیم گیری ها خیلیمحکم عمل کرده وتا حدی خود رای ومغرورند .این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند ودر کمک به دیگران پیشقدم می شوند.



آبی:

اکثر آبی پوشها دارای نگاهی عمیق بوده وشخصیتی حساس وشفاف دارند .این افراد به راحتی فکر ونظر خود را به دیگران منتقل می کنند وبه همین نسبت شجاعت وجرات ویژه ای هم از خودشان نشان می دهند . آنها زندگی را زیبا دیده وبیشترین تلاش را برای استفاده بهینه از آن می کنند.



مشکی:

بیشتر اوقات انتخاب رنگ مشکی نشان دهنده آن است که این افراد انسانهایی رویایی هستند که در فضایی شاعرانه ز ندگی می کنندودر عین حال بسیار دست ودلبازند وتلاش میکنند با هر آنچه دارند به کمک دیگران رفته وگرهی از مشکلات آنها باز کنند.آنها بسیار اجتماعی ظریف وساده پسند هستند.



قهوه ای:

این افراد سمبل مهربانی ومحبت هستند.برخی روان شناسان می گویند رنگ قهوه ای هر چه تیره تر باشد مهر ومحبت صاحبش بیشتر است.این افراد بسیار خونسردند وتقریبا هر چه را می خواهند به راحتی تصاحب می کنندآنها دربدترین شرایط می توانند بهترین تصمیم ها را اتخاذ کنند.



خاکستری:

انتخاب رنگ خاکستری نشان دهنده این نکته است که این افراد معمولا شخصییتی آرام وبا اعتماد به نفس دارند .هر چند روان شناسان میگویند افرادی که دل در گرو رنگ خاکستری دارند , دو دسته هستند : یا از شخصیتی عصبی وانقلابی دارند وهمیشه به دنبادل آرامش می گردند.آنها در مجموع انسانهایی سر سخت وسنگین دل هستند .نفوذ کردی برای همیشه در دلشان جای خواهی داشت.



سفید:

افرادی که لباسهای سفید را دوست دارند انسانهای خوش قلبی هستند وهمیشه به دنبال دوست می گرند.این افراد معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده ودوست ندارند به دیگران تکیه کنند .

در موقعیت های کاری , همیشه در حال ساختن نردبانی برای بالا رفتن از آن

هستند , چرا که معتقدند از هر فرصتی باید استفاده کرد.



رنگهای روشن:

انتخاب

این نوع رنگها ,نشان دهنده این است که این افراد بشدت سر شار از انرژی

مثبت بوده وعشق و بالندگی را به اطراف خود پخش میکنند . دیدار با این افراد

,اگر چه ممکن است همیشه خوشایند نباشد,اما بازگیری انرژی مثبت وسازنده از

آنها می تواند بقیه روز را برای شما زیباتر ,دلچسب تر وقابل تحمل تر سازد.

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٢٢
comment نظرات () لینک


+ آرایش مخصوص چشمهای قهوه ای


 

آرایش زیبا مخصوص چشم های قهوه ای

 

برای چشم‌های قهوه‌ای انتخاب آرایشی که برازنده رنگ چشم‌هایتان باشد، باعث
کوچک‌شدن دایره وسیع انواع ممکن آرایش‌ها می‌شود و چهره شما خاص، زیبا و بی‌نظیر
جلوه می‌کند. کسانی که رنگ چشمان‌شان قهوه‌ای است (رنگ غالب چشم ایرانی‌ها همین رنگ
است) انتخاب سایه و رنگ پایه برای چهره‌شان، چندان سخت نیست؛ فقط کافی است مطلب زیر
را بخوانید تا در جریان این امر قرار بگیرید

 

. برای سایه چشم باید رنگی را انتخاب کنید که زیبایی چشم شما به تمامی جلوه‌گر
شود؛ رنگ‌هایی مثل قهوه‌ای، صورتی، آبی و طلایی و انواع کمرنگ و پر‌رنگ همه اینها
ازجمله رنگ‌هایی هستند که با قهوه‌ای چشمان‌تان تقابل ایجاد می‌کنند. ته‌رنگ سرد
باعث ایجاد کنتراست با گرمی ته‌رنگ چشم‌ها می‌شود و درخشش آنها را دو‌چندان می‌کند.
برای آنکه آرایش‌تان طبیعی‌تر به نظر برسد، سایه چشم‌ها را یک درجه روشن‌تر از رنگ
طبیعی چشمتان انتخاب کنید.

 

البته اگر می‌خواهید نگاهی گرم و زنده داشته باشید، سایه‌ای با یک درجه تیره‌تر
از رنگ چشم‌ها، کارساز خواهد بود. برای خط چشم، رنگی را بردارید که با سایه چشم‌ها
بیشترین هماهنگی را داشته باشد. تون‌های آبی یا گوجه‌ای، بهترین گزینه‌ها برای
سایه‌های آبی و بنفش است. یک خط چشم مشکی (که به شکل سنت درآمده!) باعث می‌شود
چشم‌ها حالتی دراماتیک به خود بگیرند و چشمان قهوه‌ای شما بیشتر بدرخشند. استفاده
از ریمل سیاه نیز به باز‌شدن و درخشش چشم‌هایتان کمک خواهد کرد. با توجه به اینکه
ریمل برای بلندتر و ضخیم‌ترشدن مژه‌ها ساخته شده است، به عنوان یکی از ملزومات
آرایش هر رنگ چشمی، مورد استفاده قرار می‌گیرد

 

اما برای چشم‌های قهوه‌ای، ریمل‌های مشکی باعث افزایش گرمی و شکوه سایه و رنگ
چشم‌هایتان می‌شود. بهتر است باقی آرایش‌تان در حد جزئی باشد تا فقط چشم‌هایتان جلب
توجه کنند. اگر برای لب و گونه‌هایتان از رنگ‌های خنثی استفاده کنید، چشم‌های شما
کانون توجه خواهند بود و زیبایی و آراستگی چهره‌تان حفظ می‌شود. چشم‌های شما کانون
توجه خواهند بود و زیبایی و آراستگی چهره‌تان حفظ می‌شود. نکته یک: برخی از ست‌های
آرایشی، مخصوص چشم‌های قهوه‌ای طراحی شده‌اند و رنگ‌های پیشنهادی‌ای در آنها موجود
است که انتخاب را برای شما راحت‌تر می‌کند و سرعت انجام کار را هم بالا می‌برد.
نکته۲: سایه‌ها و خط‌چشم‌های براق و اکلیلی، درخشندگی چشم‌ها را بیشتر می‌کنند و
چشم‌ها را درشت‌تر نشان می‌دهند؛ ضمن اینکه چهره‌ای شیک و زیبا برایتان فراهم
می‌سازند. www.mamansite.com

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٩
comment نظرات () لینک


+ روانشناسی دستان

روان شـنـاسـی دســت ها
انسان بال ندارد برای  پرواز و جای دو بال خدا به او دستانی داده که گاه می تواند در نم نم باران،  رقص باد، جنگ با آب در دریای پرتلاطم به پروازشان دربیاورد. انسان بال  ندارد و جای آن دستانی دارد برای نوازش دست دیگری، هر چند آن دست ها دست  تنهای خودش باشد...
• دست های مشت، دست های باز:
دست هایی که گویی در آنها  فنجان قرار دارد. (مشت های نیمه باز) سمبلی از ظرافت و حساسیت و عقیده  ضعیف و شکننده و بخشندگی است. اگر محکم و مثل مشت باشد نشا ن دهنده ماده  گرایی، مالکیت و آزمندی است. اگر دست ها در هم باشند نشان دهنده راحتی دست و  اگر در هم فشرده باشند نشان دهنده استرس و اضطراب است.
فشردن دست ها در هم به  معنی جلوگیری و مانع شدن هم هست. وقتی شخصی عصبانی است نشان دهنده جلوگیری  از برخورد کردن است. وقتی یک دست مشت شده و دست  دیگر آن را به عقب نگه می  دارد نشان دهنده این است که شخص مانع خود می شود که به دیگری ضربه بزند.  وقتی کسی دروغ می گوید سعی می کند با این حالت دست هایش را کنترل کند.
• دست های کنترل گر:
وقتی کف دست را به به سمت  پایین حرکت می دهیم، یک حرکت آمرانه است که مثلا از کسی می خواهیم انجام  کاری را متوقف کند یا از او می خواهیم آرام باشد. وقتی کف دست را روبه رو  نگه می داریم به این معنی است که نزدیک تر نیا.
• دست های غالب، دست های مهربان:
وقتی دستمان را بالا می  بریم و محکم نگه می داریم و با دست دیگر فرد را در آغوش می گیریم یعنی  اینکه من می گویم وقت رفتن است. (غلبه و تسلط) وقتی دستمان را با سرعت و  مستمر تکان می دهیم، نشان دهنده علاقه و مهربانی است. وقتی دستمان را شل و  خیلی کوتاه و سرد تکان می دهیم نشان  دهنده فرمانبرداری و تسلیم است.
• دست های پرخاشگر:
با کناره دست مثل چاقو  عمل کردن و هوان را بریدن مثل حرکت کاراته، با کناره کف دست و به سمت پایین  ضربه زدن یعنی بازداشتن دیگران از کاری. این عمل می تواند نشان دهنده  پرخاش در بحث ها باشد.
• مشتی برای دعوا یا پیروزی:
مشت پرت کردن به طرف یکی  می تواند به معنی تعرض به او باشد یا دعوت به دعوا. مشت را به سمت بالا  بردن و ضربه زدن به هوا به معنی پیروزمندی است.
• دست های پوشاننده:
وقتی نخواهیم چیزی را  بشنویم گوشمان را می گیریم وقتی نمی خواهیم ببینیم جلوی چشمان را می گیریم و  وقتی می خواهیم حرفی بزنیم ولی مانعی وجود دارد جلوی دهانمان را می گیریم.  وقتی موقع حرف زدن جلوی دهان را بگیریم به معنی دروغ گفتن می تواند باشد  همچنین به معنی این است که از حرفمان مطمئن نیستیم. وقتی با دست روی قلبمان  را می گیریم ممکن است نشان  دهنده حمله قلبی باشد. گاهی با یک دست، دست  دیگرمان را که مشت شده و تحت هیجان است را می پوشانیم.
• دست های رو:
دست باز و کشیده شده به  سمت جلو به این معنی است که می خواهیم چیزی را به کسی بدهیم. یا نشان دهنده  این است که چیزی برای مخفی کردن نداشته اید و شما همین هستید که نشان داده  اید.
• دست های درخواست گر:
اگر کف دست بالا باشد و  دست را جلو ببریم. به معنی طلب کردن صدقه است. اگر دست را 45 درجه باز کنیم  و کف دست به سمت  بالا باشد و سپس دستمان را به طرف جلو بکشیم یعنی از  شخصی می خواهیم جلوتر بیاید. اگر کف دستمان را به هم بچسبانیم، شبیه دعا  کردن مسیحی ها و جلو ببریم یعنی از کسی خواهش می  کنیم که به ما صدمه نزد.
• دست های بهم ساییده:
به این معنی است که فرد  از چیزی خوشحال است. اگر ساییدن به آهستگی و همراه با فکر کردن و لبخند  باشد، به این معنی است که فرد در فکر حیله ای است و از سود آن خوشحال است.  ساییدن صورت و مشخصا چانه به معنی فکر کردن سنجیده و تصمیم گیری است. وقتی  قسمتی از بدن جراحت دیده است یا اینکه تحت تنش است.
• دست های متفکر:
وقتی انگشت ها مثل مناره  به هم پرس می شوند ممکن است بعضی از انگشت ها درون هم پیچیده و بعضی از  آنها به شکل مناره به هم متصل باشند. به معنی فکر کردن سنجیدن و تصمیم  گرفتن است. گوش دادن به صحبت های دیگری و فکر کردن به آنها. اگر انگشت  میانی به سر تکیه داده شود یا اینکه به دهان برود یعنی دارم فکر می کنم و  آمادگی صحبت کردن را ندارم
• دست های پیشتیبان:
وقتی دست را تکیه گاه و  پشتیبان سر قرار می دهیم و سر را به آن تکیه می  دهیم و آرنج ها روی میز  است، نشان دهنده این است که شخص خوابش می  آید یا وقتی دست خیلی به آرامی  سر را نگه داشته است و با انگشت ها چانه را لمس می کنیم و به فرد روبه رو  نگاه می کنیم به این معنی است که به صورت من نگاه کن آیا زیبا نیست؟ و  حالتی اغواکننده است. همچنین اگر سر به دست تکیه داده باشد یعنی شخص کسل تر  است. اگر شخص به موضوع علاقه مند باشد سرش را کمتر تکیه می دهد.
• دست های پنهان:
دست به معنی ارتباط  برقرارکردن است و پنهان کردن آن نشان دهنده عدم علاقه به ارتباط و همکاری  است. همچنین نشان دهنده این است که شخص نمی خواهد حرف بزند چون می خواهد  گوش دهد. همچنین می تواند نشان دهنده احساس آرامش و اینکه نیازی به حرف زدن  نیست باشد.
• دست های نوازش گر:
لمس کردن می تواند تایید  کردن خود باشد یعنی من اینجا هستم من واقعی هستم و من خوبم و این حالتی است  به معنی کاهش دادن نگرانی  ها از دنیای بیرونی و دنیای درون. در لحظات  احساسی مثل نوازش کردن فرزند هم به معنی مهربانی و عشق است. می تواند به  معنی تنبیه هم باشد مثل سیلی زدن. یا به معنی اثبات دوستی وقتی شانه های  کسی را لمس می کنیم یعنی به او قدرت و اختیار می دهیم و وقتی بازوی او را  لمس می کنیم یعنی با او احساس همدردی می کنیم.
• دست های پرستش گر:
وقتی دست به لباس خود می  کشیم یعنی اینکه خودمان را جذاب تر می کنیم علامت می فرستیم که «آیا من  زیبا نیستم؟» و همچنین یعنی مرا دوست داشته باش. وقتی با انگشت مثلا ذره ای  را از روی لباس فردی پرت می کنیم به معنی عدم تایید اوست.

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٢٦
comment نظرات () لینک


+ روانشناسی شوخی

روانشناسی شوخی

اغلب
روانشناسانی که شوخی را مطالعه کرده‌اند نتیجه گرفته‌اند که ویژگی اصلی رویدادهایی
که افراد را خوشحال می‌کند ناهمخوانی آنهاست و برای افرادی که تمایل به شوخ‌طبعی
دارند ضرورت دارد. استفاده از شوخی با خود ابرازی و خودنگری قابل پیش‌بینی هستند و
هر دو آنها به عنوان شاخص‌های مهارتی اجتماعی مطرح می‌باشند. افراد احساسی لطیفه‌ها
را خنده‌دارتر درک می‌کنند و بیشتر می‌خندند.


افراد متعصب لطیفه‌های جنسی را دوست
دارند. افراد آزاد اندیش لطیفه‌های بی‌معنی را ترجیح می‌دهند. بسیاری از افراد خشک
و متعصب از ناهمخوانی لذت می‌برند و از این طریق تنش‌های خود را تخلیه می‌کنند. در
بعضی مواقع نیز شوخی وسیله‌ای است برای بیان غیر مستیم دلخوری‌ها و ناراحتی‌ها از
شخص یا گروهی بخصوص که به صورت مستقیم نمی‌توان عنوان کرد.

شوخی
و مقابله با استرس

شوخی در مقابله با استرس نقش مراقبتی ایفا می‌کند و
موجب کاهش تهدید و آسیب استرس می‌شود. افراد دارای حس عمیق
شوخ طبعی ، بعد از
رویدادهای منفی زندگی بطور قابل ملاحظه‌ای خلق بهتری نشان می‌دهند. شوخی موجب
می‌شود که فرد جنبه مثبت رویدادها را در نظر بگیرد باعث می‌شود فرد توانایی پیدا
کند تا رویدادها را از جهتی شوخی و خنده‌دار و لذا از میزان استرس کاسته می‌شود.

رابطه
شوخی و مغز

شوخی به عملکرد بخشهای خاصی از
مغز بستگی دارد. شامی و استوس
(1999) ، 21 بیمار مصدوم مغزی و تعدادی افراد سالم را مورد مطالعه قرار دادند.
بیماران اگر ضایعه‌ای در بخشی از ناحیه قدامی لب راست پیشانی داشتند، شوخی را درک
نمی‌کردند. این ناحیه بخشی از مغز است که اطلاعات دریافتی را یکپارچه کرده و تفسیر
می‌کند و خودآگاهی در آن قرار دارد، داروهای خاصی نیز بر شوخی تاثیر می‌گذارند.
فیتز جرالد و همکاران (1999) نشان دادند اولا نزاپین که حاوی
سروتونین و دوپامین است از خندیدن
افراطی در
بیماران
اسکیزوفرنی
جلوگیری می‌کند. خنده نیز مانند سایر
ابزارهای چهره‌ای بخشی به لبهای پیشانی و بخشی دیگر به نواحی مرکزی بستگی دارد.




تصویر

مهارت
اجتماعی شوخی کردن از کجا ناشی می‌شود؟

مک گی (1979) مطالعه‌ای طولی را گزارش
می‌کند که در آن کودکان شوخ ارتباط نزدیکی تا سن 3 سالگی با مادران خود داشتند و
موقعی که بعد از سن سه سالگی ارتباط عاطفی مادران کاهش می‌یابد این تفکر شکل
می‌گیرد که شوخی می‌تواند در مقابله با مشکلات و موقعیت‌های استرس‌زا نقش حمایتی
داشته باشد. در سن 6 سالگی تفاوت جنسی مشهود است، پسرها لطیفه‌های بیشتری را تعریف
می‌کنند و تمسخر در آنها به نسبت دخترها بیشتر است.

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٢
comment نظرات () لینک


+  

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نگرش شما نسبت به ازدواج چیست؟؟

پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات
دهید، کدام را انتخاب میکنید؟

الف : خرگوش
ب : گوسفند
پ : گوزن
ت : اسب


2- به آفریقا رفتهاید. به هنگام بازدید از یکی از قبیلهها، آنها اصرار
میکنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را
انتخاب میکنید؟

الف : میمون
ب : شیر
پ : مار
ت : زرافه


3- فرض کنید خطای بزرگی انجام دادهاید و خداوند برای مجازات شما تصمیم
گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد.
کدام را انتخاب میکنید؟

الف : سگ
ب : گربه
پ : اسب
ت : مار


4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین
نابود کنید، کدام را انتخاب میکردید؟

الف : شیر
ب : مار
پ : تمساح
ت : کوسه


5- یک روز، با حیوانی برخورد میکنید که میتواند با شما به زبان خودتان
صحبت کند. دلتان میخواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟

الف : گوسفند
ب : اسب
پ : خرگوش
ت : پرنده


6- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه
شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب میکنید؟

الف : انسان
ب : خوک
پ : گاو
ت : پرنده


7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دستآموز کنید. کدامیک از
حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب میکردید؟

الف : دایناسور
ب : ببر
پ : خرس قطبی
ت : پلنگ


8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در میآمدید،
کدامیک را انتخاب میکردید؟

الف : شیر
ب : گربه
پ : اسب
ت : کبوتر

تحلیل جواب:

1- در زندگی واقعی، برای چه نوع آدمهایی جذابیت و کشش دارید.

الف: خرگوش- کسانی که دارای شخصیت دوگانه هستند، به سردی یخ در ظاهر اما
به گرمی آتش در باطن

ب: گوسفند- مطیع و گرم

پ: گوزن- زیبا و آداب دان

ت: اسب- کسانی که غیرقابل جلوگیری، بیبند و بار و آزاد هستند.


2- در فرایند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رویکرد برای شما
خوشایندتر و موثرتر است.

الف: میمون- مبتکر و باذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید.

ب: شیر- سرراست، صاف و پوست کنده به شما بگوید که دوستتان دارد.

پ: مار- دمدمی مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد

ت: زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نکند.


3- دلتان میخواهد معشوقتان چه عقیدهای درباره شما داشته باشد.

الف: سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم

ب: گربه- شیک و زیبا

پ: اسب- خوش بین

ت: مار- انعطافپذیر


4- چه اتفاقی باعث میشود که شما رابطهتان را قطع کنید/ از چه خصوصیتی بیش
از همه نفرت دارید.

الف: شیر- متکبر و خودخواه، امر و نهی کن

ب: مار- هیجانی و دمدمی مزاج، نمیدانید چگونه او را خوشحال کنید.

پ: تمساح- خونسرد، بیرحم، سنگدل

ت: کوسه- ناامن


5- دوست دارید چه نوع رابطهای با او برقرار سازید.

الف: گوسفند- سنتی، بدون آن که چیزی بگوئید او بفهمد چه میخواهید، ارتباط
برقرار کردن از طریق قلبها.

ب: اسب- هر دو بتوانید درباره همه چیز با هم صحبت کنید، هیچ چیز مخفی در
میان نباشد.

پ: خرگوش- رابطهای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید.

ت: پرنده- رابطهای پایدار و طولانی و بالنده


6- آیا به او خیانت می کنید.

الف: انسان- شما به جامعه و اخلاقیات احترام میگذارید، پس از ازدواج هیچ
کار خلافی نمیکنید.

ب: خوک- نمیتوانید در مقابل تمایلاتتان مقاومت کنید، به احتمال زیاد
خیانت میکنید.

پ: گاو- خیلی سعی میکنید که چنین کاری نکنید.

ت: پرنده- شما هرگز نمیتوانید استوار و ثابت قدم باشید، شما واقعاً برای
ازدواج مناسب نیستید و نمیخواهید تعهدی بپذیرید.


7- درباره ازدواج چه فکر میکنید.

الف: دایناسور- شما خیلی بدبین هستید و فکر میکنید این روزها دیگر ازدواج
سعادتمندانه وجود ندارد.

ب: ببر- شما به ازدواج به صورت یک چیز گرانبها فکر میکنید. پس از آن که
ازدواج کردید، پیوند زناشویی و همسرتان را بسیار باارزش و گرامی میدارید.

پ: خرس قطبی- شما از ازدواج میترسید، فکر میکنید آزادیتان را از شما
خواهد گرفت.

ت: پلنگ- شما همیشه طالب ازدواج بودهاید ولی در واقع، شناخت دقیقی از آن
ندارید


8- در این لحظه، به عشق چگونه فکر میکنید.

الف: شیر- شما همیشه تشنه عشقید و میتوانید هر کاری برای آن بکنید اما به
راحتی در دام عشق نمیافتید.

ب: گربه- شما خیلی خودمحور و خودخواهید. شما فکر میکنید عشق چیزی است که
میتوانید به دست آورید و هرگاه که خواستید آن را دور بیاندازید.

پ: اسب- شما نمیخواهید در قید و بند یک رابطه پایدار قرار بگیرید. به هر
چمن که رسیدی گلی بچین و برو

ت: کبوتر- شما به عشق به صورت یک تعهد دو طرفه فکر میکنید

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/۱٧
comment نظرات () لینک


+ روانشناسی بو


آلن هریس محقق و استاد دانشگاه ، درباره اهمیت رایحه و حس بویایی می گوید:"حس بویایی شما، در مغز و دقیقا در منطقه احساسات اولیه واقع شده است.

به همین علت است که ارتباطات بویایی تشکیل شده در دوران کودکی ، می تواند شخصیت رفتاری شما و سازه های ثبت آن را در دوران نوجوانی و جوانی شکل دهد.



بنابراین آن بوی خوشی را که حس می کنید لحظات بسیار شادی را برای شما به وجود می آورد ، انتخاب کرده و ببینید که " رایحه " شخصیت شما چه رنگ و بویی دارد !؟



تذکر :برای شناخت صحیح پاسخ تست و مبهم نبودن . از گزینه های زیر ، فقط یک گزینه را انتخاب نمایید





گزینه یک - بوی کلر در استخرهای بزرگ



گزینه دو - بوی کباب ، همبرگر و ...



گزینه سه - بوی سبزه و گل



گزینه چهار - بوی کرمهای ضدآفتاب



گزینه پنج - بوی بچه کوچک


پاسخ تست :



گزینه یک - بوی کلر در استخرهای بزرگ


مطالعات نشان می دهد کسانی که بشدت به بوی تند و تیز کلر در آب استخر علاقه مندند افرادی مخاطره جو و اهل ریسک هستند که مدام به دنبال کسب تجربیات جدید هستند.شما عاشق تجربه کردن و در نتیجه شوکهای غیر آشنایی هستید که یکباره بر شما فرود می آید.



گزینه دو - بوی کباب ، همبرگر و ...


تحقیقات نشان می دهد که بودن با خانواده برای شما از اهمیت فراوانی برخوردار است و بدین ترتیب همیشه از استرس کمتری نسبت به دیگران بر خوردارید.شما تلاش می کنید تا تمام اوقات فراغت خود را با آنها بگذارنید.



گزینه سه - بوی سبزه و گل


آیا به خاطر می آورید که همیشه پدرتان را در کارهای مربوط به گل و گیاه و یا مادرتان را برای آماده کردن میز غذا و جمع کردن آن ، کمک می کردید؟کسانی که عاشق بوی چمنهای تازه کوتاه شده و یا گل و سبزه هستند ، افرادی مسولیت پذیر و دلسوزند و هرگز کاری را در نیمه راه رها نمی کنند.شما با بوی طبیعت زنده اید و این یعنی شادکامی و سرزندگی ، یعنی حیات و شما این حیات بدست آمده از طبیعت را با هیچ چیز عوض نمی کنید !


گزینه چهار - بوی کرمهای ضدآفتاب


شما فردی فعال ، برون گرا و با نشاط هستید که شادترین لحظات زندگیتان مربوط به زمانی است که در حال انجام فعالیتی هستید!یک سحرخیز واقعی که با اعتماد به نفس بسیار می تواند روز را به خوبی آغاز کند.


گزینه پنج - بوی بچه های کوچک

بوی شیرخشک بچه همیشه شما را سست می کند و بوی نوزادان معمولا حسی غریب را در شما زنده می کند!حسی که به واسطه آن ، خانواده بیش از همه چیز برایتان اهمیت می یابد.شما همانند مادران خانه دار و یا مردانی که عاشق زن و بچه خود هستند ، دوست دارید تمام وقت خود را در خانه بگذرانید و از بودن با نوزاد خود لذت می برید!بوی خوش شیری که همیشه از او می آید ، بی اختیار شما را به سمت خانه می کشاند تا بهترین لحظات را با او سپری کنید.شما در خانه بودن ، آن هم به دور از هرگونه هیاهو و جنجال را به همه چیز ترجیح می دهید

 

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/٦
comment نظرات () لینک


+ رازهایی مهم درباره مردان


-سرزنش کردن
مردها دوست ندارند که زن ها آنان را سرزنش کنند و راه درست را به آنان نشان دهند .
گوش دادن به حرف های مردان
یکی از علت هایی که مرد سفره ی دلش را برای زن باز نمی کند و غم دل با او نمی گوید این است که زن با دقت و توجه و دلسوزی به حرفهای مرد دل نمی سپارد.
در چنین شرایطی مرد از این بیم داردکه مورد تمسخر زنش قرار بگیرد اینگونه زنها باید راه درست شنیدن و علاقه نشان دادن به حرفهای مرد را یاد بگیرند .

ایجاد تعادل روحی در مردان

یکی از مهم ترین کارهایی که مردان دوست دارند زنشان برایشان انجام دهد این است که به او اجازه دهند بار دلش را خالی کنند و مشکلاتی که در سر کار قادر نیستند با کسی در میان بگذارند و نزد کسی اعتراف کنند به او بگویند. زن هایی که به این مسئله اهمیت می دهند باعث توازن و تقویت احساس تعادل روحی در مردان می شوند .

نیاز مردان به زنان با هوش

مردها آن اندازه که به زن شنونده و باهوش و با توجه نیاز دارند به زن اندرز دهنده نیاز ندارند.

نگه داشتن راز مردان

یکی از علت هایی که بعضی مردها راجع به کارشان با همسرشان مشورت و صحبت نمی کنند این است که به زنان خود در جهت حفظ راز میانشان اعتماد ندارند .

اعتماد به نفس دادن به مردان

در مواقعی که مردان به آستانه ی شکست می رسند و احساس می کنند که همه چیز برای آنها تمام شده است به زنی نیاز دارند که اعتماد به نفس و روحیه ای سرشار از انرژی را به او هدیه کنند .

فراهم کردن راحتی مردان

مرد ها دوست دارند تا جایی که ممکن است وسایل راحتی فکر و جسم آنها در خانه فراهم باشد.

لیاقت زن برای پیشرفت مرد

هر مردی دوست دارد همسرش طوری تربیت شده باشد که در اجتماع موجب آبرو و اعتبار او باشد و وظایفش را با لیاقت هر چه تمام تر به دوش بکشد فرقی نمی کند که شغل شوهر او چیست آیا از مقام بالایی برخوردار است یا نه ؟ در هر صورت وظیفه ی زن است که با شخصیت و لیاقت خود پیشرفت شوهر خود را تسریع کند چون او در این مسئله می تواند مهمترین عامل موثر باشد .

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢۳
comment نظرات () لینک


+ خودتان را بهتر بشناسید

اگر مایلید اطلاعات بیشتری در مورد شخصیت خودتان و خصوصیاتی که باعث می‌شوند دیگران، شما را بیشتر دوست داشته باشند، پیدا کنید، به تست زیر با کمال صداقت پاسخ دهید.

۱- فرض کنید شما مشخصه‌ی صورت کسی می‌باشید، کدام قسمت از صورت او هستید؟

الف - چین وچروک  ب - لکه  ج - خال زیبایی  د - کک‌ومک  ت - لبخند

۲- دوست دارید چه نوع پرنده‌ای باشید؟

الف - شباهنگ  ب - جغد  ج - عقاب  د - فلامینگو   ت - پنگوئن

۳- کدام‌یک از آلات موسیقی را دوست دارید؟

الف - پیانو ب - ویلون   ج - سازدهنی  د - گیتار  ت - دف

۴- کدام‌یک از برنامه‌های تلویزیونی برای شما جالب‌تراست؟

الف – اخبار و برنامه‌های مستند  ب - فیلم‌های درام و زندگی‌نامه  ج - هیجانی و پلیسی  د – عشقی و ماجرایی  ت – کمدی و کارتون

۵- کدام‌یک از بازی‌های شهربازی را بیشتر دوست دارید؟

الف - هیچ‌کدام ب - قطار یا قایق  ج - نمایش و اجرای کمدی  د – چرخ‌وفلک و وسایلی که سریع می‌چرخند  ت - ترن‌های هوایی سریع‌السیر

۶- آیا شما به اشتباهات خوتان می‌خندید؟

الف - هرگز  ب - به‌ندرت  ج - برخی مواقع  د - به‌طور معمول  ت – همیشه

۷- اگر دوست شما سربه‌سرتان گذاشت، چه عکس‌العملی نشان می‌دهید؟

الف - عصبانی می‌شوید   ب - ناراحت می‌شوید  ج – برای‌تان جالب است   د – تلافی می‌کنید  ت - چندین برابر تلافی می‌کنید

۸- اولین چیزی که صبح موقع بیدارشدن به فکرتان خطور می‌کند، چیست؟

الف – کار و یا تحصیل ب – مشکلات زندگی  ج - صبحانه  د - روزی که در پیش دارید  ت – کاری که تا شب انجام خواهید داد

۹- در زندگی‌تان چه شعاری دارید؟


الف - وقت طلاست ب - سحرخیز باش تا کامروا باشی ج – آن‌چه برای خود می‌پسندی، برای دیگران هم بپسند د – زندگی‌کن و به دیگران هم اجازه‌ی زندگی‌کردن بده ت - بی‌خیال باش ” هرچه بادا باد “

۱۰- آیا به همه‌ی حیوانات علاقه‌مندید؟

الف - هرگز ب – تعداد کمی از حیوانات   ج - برخی از حیوانات  د - بیشتر حیوانات  ت - تمام حیوانات

۱۱- شما لبخند می‌زنید؟

الف - هرگز   ب - به‌ندرت   ج - گاهی‌وقت‌ها   د - اغلب  ت – آن‌قدر زیاد که برخی فکر می‌کنند دیوانه هستم

۱۲- نظر دیگران راجع‌به شما اغلب کدام مورد است؟

الف - بی‌رحم  ب - سرد و بی‌احساس ج – زیبا  د - دوست‌داشتنی   ت -  خوش‌گذران

۱۳- شما احساس عشق و قدردانی خود را نشان می‌دهید؟

الف - هرگز ب - به‌ندرت ج - گاهی د - اغلب  ت - حداکثر تا جایی که امکان دارد

۱۴- شما اعتقاد دارید که برای شاداب‌بودن، باید ساعت‌هایی از روز را فقط صرف خودتان کنید؟

الف - هرگز  ب - به احتمال زیاد نه  ج - گاهی  د - بله  ت - البته، تا جایی که امکان دارد

۱۵- آیا زندگی شما با برنامه‌ریزی پیش می‌رود؟

الف - حتی در تعطیلات هم برنامه‌ریزی می‌کنم  ب - همیشه برنامه‌ریزی می‌کنم  ج - بستگی به روز هفته دارد  د - در‌صورت امکان اجازه می‌دهم که خودش پیش‌آید  ت – همیشه بدون برنامه‌ریزی روزها را طی‌می‌کنم

نتیجه‌گیری آزمون:

http://www.emamali-charity.com/pic/ar5466-001.jpg

 

حال امتیازات خود را جمع کنید.
گزینه‌ی «الف»۱ امتیار
گزینه‌ی «ب» ۲ امتیاز
گزینه‌ی «ج» ۳ امتیاز
گزینه‌ی «د» ۴ امتیاز
گزینه‌ی «ت» ۵ امتیاز

اگر امتیاز شما بین ۱ تا ۲۰ باشد:

بدین‌معنی است که شما «سوسن سفید» هستید. مردم شما را به‌خاطر پشت‌کارتان، از جان‌ودل مایه گذاشتن‌تان و موفقیت‌های‌تان، تقدیرمی‌کنند. اهداف مشخصی دارید و فکرتان بر کارتان متمرکز است. احساس‌تان را به‌سختی ابراز می‌کنید. یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های شما این است که چگونه در برابر افراد مختلف ظاهرشوید. اندیشه‌های‌تان کمی متمایل به بدبینی است. اعتماد‌به‌نفس دارید ولی در باطن، گاهی به خود اعتماد ندارید. قادرهستید که هدفی تعیین کنید و به آن برسید. گاهی‌وقت‌ها دنیا را با دیدی باریک‌بین می‌نگرید. احساس می‌کنید که وقت کمی برای رسیدن به آرزوهای‌تان دارید.

مواظب باشید جدی بودن‌تان، شما را از دنیای اطراف دورنکند. خونسرد باشید و از زندگی‌تان لذت ببرید. کارهایی انجام دهید که از آن‌ها لذت می‌برید. با انجام این دستورات، قوه‌ی خلاقیت‌تان شکوفا می‌شود. سعی‌کنید بیشتر بخندید و با دیگران در تماس باشید.

اگر امتیاز شما بین ۲۱ تا ۵۴ باشد:

بدین‌معنی است که شما یک گل «رز» هستید. کمی تیغ دارید اما زیبایی‌های بسیاری دارید. حس شوخ‌طبعی دارید ‌از شنیدن لطیفه لذت‌می‌برید. مردم دوست دارند دوروبر شما باشند. خونگرم هستید. دوستان صمیمی بسیاری دارید. زندگی را با دید واقع‌بینانه می‌نگرید. آگاه هستید که زندگی از خوبی‌ها و بدی‌ها تشکیل شده است. قادرید شانس خودتان را با توجه به سرمایه‌هایی که دارید، امتحان کنید. سخت‌کوش هستید و به اهداف‌تان پای‌بندید. دوست دارید خودتان باشید و این مسأله به شما اعتمادبه‌نفس می‌دهد. مشکل‌ترین مسأله در زندگی‌تان یکنواخت بودن مسائل است. یکنواختی در هر مسأله‌ای شما را آزار می‌دهد و باعث کسل شدن روحیه‌‌تان می‌شود.

به شما پیشنهاد می‌گردد که افق دیدتان را وسیع‌تر کنید. مسائل جدیدی را تجربه و کشف کنید. آن‌گاه متعجب خواهید شد که چه نتایج زیبایی به‌دست آورده‌اید و مهم‌تر از همه این‌که فراموش نکنید که در همه‌چیز دنبال زیبایی بگردید به‌خصوص در خودتان.

اگر امتیاز شما بین ۵۵ تا ۷۵ باشد:

بدین‌معنی است که شما یک گل «آفتابگردان» هستید در بستری از گل‌های رز. یک ویژگی بارز در شما وجود دارد که باعث گرمادهی به دیگران و جلوه‌گری شما می‌شود. در وقت لازم، جدی هستید اما دوستان‌تان شما را به‌عنوان یک شخص شوخ‌طبع می‌شناسند. از گفتن لطیفه لذت می‌برید. مایل‌اید که با افراد جدید و جالبی در زندگی‌تان آشنا شوید. با افرادی که هیچ‌وقت نمی‌خندند، راحت نیستید. دید مثبتی به زندگی دارید. در همه‌چیز به‌دنبال خوبی‌ها هستید. بیدی نیستید که با هر بادی بلرزید. گرم، دوست‌داشتنی و اجتماعی هستید و هرکدام از این صفات، می‌تواند دلیلی برای خوب‌بودن شما باشد. انرژی نامحدودی دارید ولی انگیزه‌تان کم است. برای شما مشکل است که فقط بر روی یک کار متمرکز شوید.
به شما پیشنهاد می‌گردد که اجازه دهید مردم روی جدی شما را هم ببینند همان‌طور که چهره‌ی شاد شما را می‌بینند. در این‌صورت می‌خواهند که همیشه با شما باشند. به احساسات دیگران احترام بگذارید. از این‌شاخه به آن‌شاخه نپرید و کاری را که دوست دارید، انتخاب کنید و تا پایان، آن را انجام ده

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٢
comment نظرات () لینک


+ نگرش شما به عشق


١- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب می‌کنید؟

الف : خرگوش
ب : گوسفند
پ : گوزن
ت : اسب

2- به آفریقا رفته‌اید. به هنگام بازدید از یکی از قبیله‌ها، آنها اصرار می‌کنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف : میمون

ب : شیر
پ : مار
ت : زرافه

3- فرض کنید خطای بزرگی انجام داده‌اید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف : سگ

ب : گربه
پ : اسب
ت : مار

4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟
الف : شیر
ب : مار
پ : تمساح
ت : کوسه


5- یک روز، با حیوانی برخورد می‌کنید که می‌تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان می‌خواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟
الف : گوسفند

ب : اسب
پ : خرگوش
ت : پرنده

6- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب می‌کنید؟
الف : انسان

ب : خوک
پ : گاو
ت : پرنده

7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست‌آموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب می‌کردید؟
الف : دایناسور

ب : ببر
پ : خرس قطبی
ت : پلنگ

8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در می‌آمدید، کدامیک را انتخاب می‌کردید؟
الف : شیر

ب : گربه
پ : اسب
ت : کبوتر


تحلیل:
1- در زندگی واقعی، برای چه نوع آدمهایی جذابیت و کشش دارید.
الف: خرگوش– کسانی که دارای شخصیت دوگانه هستند، به سردی یخ در ظاهر اما به گرمی آتش در باطن
ب: گوسفند– مطیع و گرم
پ: گوزن– زیبا و آداب دان
ت: اسب- کسانی که غیرقابل جلوگیری، بی‌بند و بار و آزاد هستند.

2- در فرایند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رویکرد برای شما خوشایندتر و موثرتر است.
الف: میمون – مبتکر و باذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید.
ب: شیر- سرراست، صاف و پوست کنده به شما بگوید که دوستتان دارد.
پ: مار- دمدمی مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد
ت: زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نکند.

3- دلتان می‌خواهد معشوقتان چه عقیده‌ای در باره شما داشته باشد.
الف: سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم
ب: گربه- شیک و زیبا
پ: اسب- خوش بین
ت: مار- انعطاف‌پذیر
4- چه اتفاقی باعث می‌شود که شما رابطه‌تان را قطع کنید/ از چه خصوصیتی بیش از همه نفرت دارید.
الف: شیر- متکبر و خودخواه، امر و نهی کن
ب: مار- هیجانی و دمدمی مزاج، نمی‌دانید چگونه او را خوشحال کنید.
پ: تمساح- خونسرد، بیرحم، سنگدل
ت: کوسه- ناامن
5- دوست دارید چه نوع رابطه‌ای با او برقرار سازید.
الف: گوسفند- سنتی، بدون آن که چیزی بگوئید او بفهمد چه می‌خواهید، ارتباط برقرار کردن از طریق قلب‌ها.
ب: اسب- هر دو بتوانید درباره همه چیز با هم صحبت کنید، هیچ چیز مخفی در میان نباشد.
پ: خرگوش- رابطه‌ای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید.
ت: پرنده- رابطه‌ای پایدار و طولانی و بالنده
6- آیا به او خیانت می کنید.
الف: انسان- شما به جامعه و اخلاقیات احترام می‌گذارید، پس از ازدواج هیچ کار خلافی نمی‌کنید.
ب: خوک- نمی‌توانید در مقابل تمایلاتتان مقاومت کنید، به احتمال زیاد خیانت می‌کنید.
پ: گاو- خیلی سعی می‌کنید که چنین کاری نکنید.
ت: پرنده- شما هرگز نمی‌توانید استوار و ثابت قدم باشید، شما واقعاً برای ازدواج مناسب نیستید و نمی‌خواهید تعهدی بپذیرید.
7- درباره ازدواج چه فکر می‌کنید.
الف: دایناسور- شما خیلی بدبین هستید و فکر می‌کنید این روزها دیگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد.
ب: ببر- شما به ازدواج به صورت یک چیز گرانبها فکر می‌کنید. پس از آن که ازدواج کردید، پیوند زناشویی و همسرتان را بسیار باارزش و گرامی می‌دارید.
پ: خرس قطبی- شما از ازدواج می‌ترسید، فکر می‌کنید آزادیتان را از شما خواهد گرفت.
ت: پلنگ- شما همیشه طالب ازدواج بوده‌اید ولی در واقع، شناخت دقیقی از آن ندارید

8- در این لحظه، به عشق چگونه فکر می‌کنید.
الف: شیر- شما همیشه تشنه عشقید و می‌توانید هر کاری برای آن بکنید اما به راحتی در دام عشق نمی‌افتید.
ب: گربه- شما خیلی خودمحور و خودخواهید. شما فکر می‌کنید عشق چیزی است که می‌توانید به دست آورید و هرگاه که خواستید آن را دور بیاندازید.
پ: اسب- شما نمی‌خواهید در قید و بند یک رابطه پایدار قرار بگیرید. به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو
ت: کبوتر- شما به عشق به صورت یک تعهد دو طرفه فکر می‌کنید
نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/۱٢
تگ ها: عشق
comment نظرات () لینک


+ بزرگترین درسی که میتوان از تصاویر خطای دید گرفت

به احتمال زیاد شما هم تا کنون عکسهای زیادی در مورد خطای دید، ملاحظه کرده اید.
مثلا این عکس رو ببینید: 
 
یکم :
اکثرا مردم می گویند تا چیزی را با همین دوچشم خود نبینیم باور نمی کنیم. همچنین می گویند شنیدن کی بود مانند دیدن. اما اینجا می خواهیم بگوییم همیشه موقعیتها ، اشیاء و مسائل آنطور هم که دیده می شود،‌ممکن است نباشند.

دوم:
بدون توجه به مسائل انتزاعی و برداشتها و تفسیرها، همین دیدن ساده اشیاء هم می تواند تحریف شود.


سوم:
اصطلاحی به عنوان اثر هاله ای ، یا تاثیر زمینه در ادراک وجود دارد. به این مفهوم که معمولا مسائل حاشیه ای و اطراف یک موقعیت روی آن موقعیت تاثیر می گذارد.

تصور کنید قد فردی 170 سانتیمتر است،‌ اگر او را میان بازیکنان بلند قد بسکتبالیست که قدهایی بالای 190 سانتیمتر دارند،‌قرار دهیم و از شخص سومی بخواهیم در مورد قد این فرد اظهار نظر کند، او ممکن است بگوید قد این فرد کوتاه هست.
اما همین فرد 170 سانتیمتری اگر در جمع افراد کوتاه قد زیر 150 سانتیمتر ممکن است بلند قد به نظر برسد.

از این مسئله حتی در مسائل روانشناختی می توان بهره گرفت.

مثال:
آقایی با لباس تمییز و ست شده درب کافی شاپ را با احترام برای خانمی باز می کند، از پشت یکی از میزها یک صندلی را کمی بیرون می کشد و به آن خانم تعارف می کند، و بعد از گارسون خواهش می کند دو نوشیدنی برای آنها بیاورد. و پس از گرفتن نوشیدنی با لبخند از او تشکر می کند.
لطفا پاسخ بدهید:
1 - این آقا اجتماعی است؟
2 - این آقا تحصیل کرده است؟
3 - این آقا فرد خودساخته ای هست؟
4 - این آقا از هوش بالایی برخوردار است؟
5 - این آقا مهربان است؟
6 - این آقا خونسرد است؟
7 - این آقا مودب است؟
8 - این آقا با اخلاق است؟
و ....

آری شاید، شما هم دچار این تاثیر زمینه در ادراک شده باشید. با این توضیحات مشخص می شود که این آقا مودبانه برخورد می کند و سایر گزینه ها باید جداگانه بررسی شود.
اما چرا همه ما تمایل داریم که جواب همه سئوالات بالا را مثبت بدهیم؟
چون اثر یک رفتار یا یک موقعیت در اطراف آن منتشر می شود. مودب بودن این آقا روی سایر برداشتهای ما از این آقا تاثیر می گذارد.

چهارم:
اگر تمرکز خود را روی یک بخش یا یک موقعیت متمرک کنیم،‌ روی یک صفت یا یک رفتار دقت کنیم، بیشتر می توانیم آن موقعیت را ارزیابی کنیم. و پس از اتمام ارزیابی،‌سراغ مسئله بعدی می رویم.
در واقع ابتدا اجزاء یک موقعیت را تک به تک مورد بررسی قرار می دهیم و در انتها آنها را در رابطه با هم جمعبندی می کنیم.

مثلا در انتخاب همسر، یه نگاه کلی به فرد نمی کنیم و عاشقش بشویم و مسئله تمام!!!!!!
باید تک تک معیارها را به صورت منفرد بررسی و ارزیابی کنیم. مسئولیت پذیری جدا، انعطاف پذیری جدا، مسائل اجتماعی جدا، مسائل مربوط به اوقات فراغت جدا، مسائل مربوط به نگاه جنسیتی جدا، مسائل مربوط به تقسیم وظایف و تصمیم گیری خانواده جدا، اعتقادات جدا، مسائل اخلاقی جدا، مسائل تحصیلی جدا و ......، بعد هم اینها را یکبار در رابطه با هم نیز ارزیابی می کنیم.

نتیجه گیری:
همانطور که در این اشکال وقتی به صورت کلی نگاه می کنیم به خاطر تاثیر متقابل اجزاء تصویر، به اشتباه حرکتی یا مسئله خاصی را درک می کنیم ، در مسائل واقعی زندگی هم ممکن است چنین اشتباهی را بکنیم.
لذا بهتر است با تمرکز به جزئیات هر موقعیت یا به جزئیات رفتار دیگران ، شناخت عمیق تر و تحریف نشده ای را کسب کنیم. و بعد در مرحله بعد این جزئیات را در رابطه با هم ارزیابی کنیم.

به چشمان خود اعتماد کنید، به فکر و هوش خود اعتماد کنید،‌اما آسیب پذیری های آنرا نیز بشناسید و آنچه ممکن است موجب تحریف آن شود را بشناسید.

اگر شما بدانید عینکی با شیشه سبز به چشم زده اید، که رنگ اشیاء را تحریف کرده و به رنگ سبز نشان می دهد،‌دیگر کاه را با خوش باوری یونجه نمی بینید.

یکی از این تحریف ها،‌تحریف عشق است.

عشق می تواند نگاه ما را به معشوق تحریف کند. احساسهای ناشی از هورمونهای جنسی گاهی تمرکز ما را از تک تک خصوصیات معشوق می گرداند و کلیتی متحرک و پویا نشان می دهد. در حالیکه نگاه متمرکز و عمیق به خصوصیات منفرد معشوق شاید،‌ موضوع دیگری را پیش روی ما بگذارد.

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٢
تگ ها: خطای دید
comment نظرات () لینک


+ آمارهای گوگل د رپایان امسال

فکر می کنید در سالی که گذشت چه چیزی برای کاربران اینترنت از همه مهمتر بود؟


آمارهای گوگل د رپایان امسال بسیار جالب توجه است.به 10 لغتی که بیشتر مورد جستجوی مردم دنیا بوده توجه کنید:


آی فون:تلفن همراه جدید شرکت اپل .2-وبکینز :حیوانات عروسکی تو خالی که با استفاده از کد حک شده روی بر چسب شان می توانید آن لاین در ینترنت بازی کنید .3-تی ام زد:یک سایت سرگرمی و اخبار به همراه شایعات زرد درباره خواننده گان و هنرپیشه ها.4-اسباب بازی های تبدیلی.5-یوتیوب:سایتی برای آپلود و دانلود مجانی فیلم و کلیپ.6-سایتی برا ی کودکان و بازی آن لاین.7-:مای اسپیس:یک سایت اجتماعی.8-قهرمانان :یک سریال علمی-تخیلی که شبکه بی سی پخش می شود.9-فیس بوک :سایتی اجتماعی -تجاری .10-آنا نیکول اسمیت:بازیگر آمریکایی که مرگ مرموزش در فورریه 2007 که کلی سر و صدا به پا کرد .


حالا به فهرست 10جستجوی بیشتر سال براساس کشورها توجه کنید:


شاید باور نکنید که بیشترین جستجوی ملت روسیه در سال 2007 ،درباره کیف پول جیبی بوده.

در سال 2007

یاهو

1. Britney Spears

2. WWE

3. Paris Hilton

4. Naruto

5. Beyonce

6. Lindsay Lohan

7. Rune Scape

8. Fantasy Football

9. Fergie

10. Jessica Alba

گوگل:

1. iphone

2. webkinz

3. tmz

4. transformers

5. youtube

6. club penguin

7. myspace

8. heroes

9. facebook

10. anna nicole smith


تنها ملت دنیا که رتبه جستجوی گوگل شان چیز آبرومندی است،نیوزلندی ها هستند که در سال 2007 بیشتر از هر چیز دنبال لغت ((آلبرت انیشتین ))گشته اند.و جستجوهای دیگر ملت هارا توجه کنید:


اسپانیا:راجرفدرر(تنیسور مشهور) .


استرالیا: یک فروشگاه محلی .


ایتالیا: غاز .


برزیل:کریسمس.


کانادا نرم افزار پاور پوینت (احتمالا به دنبال اسلایدهای آماده برای تحویل به استاد).


کلمبیا:تصاویر.


کاستاریکا :خرگوش.


آلمان: یک مدل خاص گوشی.


ژاپن:تاموکوهوندا(ربطی به موتور سیکلت ندارد و اسم یک خانم مجری تلویزیون است).


نروژ :تصاویر خنده دار.


عربستان:سایت ورزشی.


انگلستان: سوباروایمپرزا(اسم یک ماشین جمع و جور).

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/۱۸
comment نظرات () لینک


+ مهارت حرف زدن ....

 

مهارت حرف زدن ....


اولین مهارت غیرکلامی که با تمرین می‌توان آن را در خود تقویت کرد، حفظ آرامش و کنترل رفتار و گفتار خود است. گاهی برای به دست آوردن این آرامش و خلاص شدن از شر عصبانیتی که نمی­گذارد رفتارمان را کنترل کنیم، یک نفس عمیق کافی است اما شاید هم لازم باشد 10دقیقه در هوای آزاد قدم بزنیم. این را دیگر خودتان باید با آزمون و خطا تجربه کنید.


مهارت دیگر، شناسایی احساس خودتان و مشکلی است که بیش از بقیه شما را آزار می دهد. عصبانیت، ناراحتی، ترس، تحقیر و... برای از بین بردن هر مشکلی ابتدا باید آن را پیدا کرده و این احساسات را در پس‌کلام خود یا همسرتان بشناسید وگرنه نخواهید توانست مشکلی را که خوب نشناخته­اید حل کنید.


خیلی اوقات ممکن است ما با اشارات غیرکلامی حرف‌هایی را به همدیگر بزنیم. تماس چشمی، اشارات چهره، تون صدا، طرز ایستادن، لمس کردن و... همه می توانند منظور ما را منتقل کنند. نه‌تنها لازم است به این اشارات توجه کنیم، بلکه لازم است مراقب این اشارات در رفتار خود باشیم تا خدای نکرده همسرمان را آزرده نکنیم. این روش حتی می­تواند در زمانی که ما قادر به بیان احساس خود با کلام نیستیم به ما در ابراز احساساتمان به همسر کمک کند.


قابلیت شوخ بودن و مزاح در اوضاع بد و وخیم هم می‌تواند به بهبود این اختلافات کمک کند. در عوض تهدید و سرزنش نه‌تنها اختلاف را حل نمی­کند، بلکه با ایجاد کدورت و ناراحتی، ترمیم روابط را هم به تاخیر می­اندازد. بنابراین در بیان نظر و احساس خود سعی کنید طرف مقابلتان را متهم یا تهدید نکرده و با لحن خوش حرفتان را بگویید.


ازدواج سالم .....


درست است که حرف‌زدن و بیان احساسات راه خوبی برای تخلیه آنهاست و به شدت در روابط زناشویی توصیه می‌شود، اما نکته مهم این است که هر حرف‌زدنی نمی‌تواند این تاثیر و فایده را داشته باشد. پیشنهاد می­شود برای حل اختلافتان با همسر، قبل از حرف زدن و بیان احساسات، ابتدا کنترل خود را به دست آورده و به قول معروف عنان احساسات خود را از کف ندهید و نگذارید خشم، شما را به کاری یا حرفی وا دارد که بعد از آن شرمنده و پشیمان شوید.


اجازه دهید همسرتان احساس و نظر خود را بگوید. سپس همین‌طور که به دنبال یک راه‌حل مورد توافق 2 طرف می­گردید، به احساسی که در پس کلمات همسرتان است فکر کنید؛ البته بدون اینکه کلام او را قطع کنید. خودتان هم بدون رودربایستی و ترس، احساس و نظر خود را به همسرتان بگویید.


البته بدون برچسب زدن و لقب‌گذاری، راه‌حل جایگزین را مطرح کنید. اگر توافق وجود نداشت، راه‌حل‌های هر 2 نفر را یادداشت کرده و برای انتخاب به همدیگر فرصت فکر کردن دهید. تصمیم نهایی را هم به وقتی دیگر (با توافق هم) موکول کنید. یادتان باشد ازدواج شما زمانی یک ازدواج سالم است که هر 2 بتوانید به راحتی و بدون ترس، نظر و احساس خود را به‌هم بگویید.


زمانی برای حرف‌زدن .....


یکی از مهم‌ترین نکته‌هایی که همسران باید هنگام بیان احساسات‌شان به آن توجه کنند، زمان حرف زدن است. اگر از همسرتان رنجشی به دل گرفته‌اید، اگر حس می‌کنید رفتاری از او سر زده که مایه آبروریزی شما شده، اگر حس می‌کنید به شما دروغ گفته یا به شما بی‌احترامی کرده است، زودترین زمان لزوما بهترین زمان برای بیان این احساس‌های شما نیست. باید به شرایط زمانی و مکانی‌ای که در آن قرار دارید، توجه کنید.


هیچ‌گاه سعی نکنید حرفتان را جلوی دیگران و با ایما و اشارات به همسرتان برسانید؛ مثلا جلوی دیگران به او کم‌محلی کنید یا اخم کنید. اگر عصبی و کلافه هستید، حتما اشاره کنید که «الان وقتش نیست، بعدا در این باره با هم حرف می‌‍‌زنیم».


کارشناسان توصیه می‌کنند، بهتر است با هم توافق کنید قبل از اینکه مشکل خاصی بین‌تان به وجود بیاید. جلسات کوتاهی با هم داشته باشید و طی آن باهم درباره احساسات‌تان سخن بگویید. این کار شما را به هم نزدیک‌تر می‌کند و از بروز مشکلات احتمالی جلوگیری می‌کند. .....

 

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/۱٠
comment نظرات () لینک


+ تست اضطراب

در تست زیر تعیین کنید در همین لحظه چه احساسی دارید؟!

الف)1 امتیاز       ب) 2 امتیاز        ج) 3 امتیاز       د) 4 امتیاز     ه) 5 امتیاز

 

سوال:

1) به خود مطمئن هستم؟

الف) بسیار زیاد ب) زیاد ج) تا حد متوسط د) کمی ه) هرگز

 

2) می توانم بر افکار خود تمرکز کنم؟

الف) بسیار زیاد ب) زیاد ج) تا حد متوسط د) کمی ه) هرگز

 

3) آرام هستم؟

الف) بسیار آرام ب)  تا حدود زیادی آرام ج) تا حد متوسط د) کمی آرام ه) هرگز

 

4) عصبی هستم

الف) هرگز ب) بسیار کم ج) تا حد متوسط د) خیلی ه) همیشه

 

5) ناراحت هستم

الف) هرگز ب) بسیار کم ج) تا حد متوسط د) خیلی ه) همیشه

 

6) بدنم همواره مرطوب است

الف) هرگز ب) بسیار کم ج) تا حد متوسط د) خیلی ه) همیشه

 

7) نفسم منظم است

الف) هرگز ب) بسیار کم ج) تا حد متوسط د) خیلی ه) همیشه

 

8) احساس تنش در معده دارم

الف) هرگز ب) بسیار کم ج) تا حد متوسط د) خیلی ه) همیشه

 

حالا امتیاز ها را با هم جمع کرده وببینید:

کمتر از ٢۴

افراد طبیعی را می رساند که اختلال اضطرابی و مشکل عمده ای ندارند

 

٢۴ تا ٣٢

اضطراب شما کمی بیش از حد طبیعی است که با توجه به شدت کم اختلال, می توانید با

 استفاده از کتابهای اضطراب آن را هم برطرف کنید.

٣٢ تا ۵٠

شما به اضطراب شدید مبتلا هستید, به طور حتم باید به روان شناس مراجعه کنید

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢
تگ ها: تست اضطراب
comment نظرات () لینک


+ زیر سازی صحیح آرایش

 

 

 

در این مقاله کلمات فاندیشن (Foundation) و کانسیلر(Concealer) مدام تکرار میشوند که  به معنی انواع کرم پورد هستند،

همان مواد زیرسازی و پنهان کننده لکه های صورت.

خلق یک چهره بی عیب و نکات اولیه زیرسازی آرایش و پنهان کردن لکه ها و جوشها

مقدمه:
حتما تا کنون تصاویر مدلهای زیبا را در مجلات دیده اید و به خودتان گفته اید که این مدلها برای داشتن چنین چهره عالی چه

میکنند؟
در حقیقت
  این چهره بی عیبی که شما میبنید، نتبجه کار فاندیشن و کانسیلرها یا همان کرم پودر است. اگر شما در صورتتان

جوش یا لکه دارید، فاندیشن و کانسیلر به شما کمک خواهد کرد که صورتی بی عیب داشته باشید.

دو نوع کرم پودر وجود دارد:به صورت مایع و به صورت کرم.
کرم پودر مایع یا همان Color Veil   (که در قسمت محصولا آرایشی قسمت Kayla توضیحات و قیمت آن را میتوانید ملاحظه کنید)

یک جلای مات و یک پوشش کنترل شده بر روی پوست ایجاد میکند و کاری میکند که پوست شما زیباتر به نظر برسد و لکه ها  و کبودی دور چشم را به خوبی میپوشاند.

کرم پودر ماتیکی یا همان Foundation (در قسمت Kayla باز هم توضیحات آن وجود دارد) برای قسمت هایی از پوست کهمیخواهیم بپوشانیم، پوشش خوبی ایحاد میکند. انواع لکه ها و آثاری که میخواهیم بپوشانیم عبارتند از: کبودی زیر چشم، جای زخم و سوختگی، رگهای نمایان، چروکها و آثار کشیدگی، جای بخیه، تاتو، ماه گرفتگی ها لکه های ناشی از بالا رفتن سن. همچنین با این ماده میتوان چروکهای ریز زیر چشم را پوشاند. برای بهتر شدن اثر کرم پودر، همیشه از پن کیک متناسب با همان کرم پودر استفاده کنید چونکه حالت ضد آب به آن میدهد. درست مانند یک پوست دوم.
به هنگام استفاده از کرم های آرایشی از یک اسفنج
  آرایش استفاده کنید. کرم آرایشی یا همان کرم پودر را به صورت دایره شکل روی پوست بکشید تا کامل پوست را پوشش دهد.
حالا زیرسازی آرایش شما حاضر است تا با استفاده از رنگهای متناسب صورتتان را آرایش کنید.
کرم پودر یک جلای بی نقص به چهره شما و پوششی درخشان به پوست شما میدهد.

کرم پودر برای یکنواخت کردن رنگ چهره، پوشاندن لکه ها صورت و جلا دادن به صورت استفاده میشوند. کرم پودر را باید خیلی

یکنواخت بر روی پوست کشید تا حالت براق پدا نکند.

کرم پودرهای مرغوب (مثل Kayla) حاوی ماده ضد آفتاب بوده و نقش مرطوب کننده نیز دارند.

استفاده از رنگ اشتباه در کرم پودر باعث میشود که آرایش شما رنگ واقعی خود را نشان ندهد و کمی چرک به نظر برسد. برعکس آنچه بسیاری از خانمها تصور میکنند، کرم پودر و مواد زیرسازی آرایشی، اگر مرغوب باشند، برای پوست بسیار مفید بوده و مثل کرم صورت و مواد ضد چین و چروک عمل میکنند. کرم پودرها و مواد زیر سازی آرایشی مرغوب، اگر با کرم مرطوب کننده استفاده شوند، لایه محافظ پوست شما را تقویت میکنند.  رنگدانه های پوست شما، با استفاده از این مواد مرغوب، در برابر گردو غبار و اشعه های مضر نور آفتاب حفاظت میشود. برای یک محافظت خوب بهتر است به میزان ماده ضد آفتابی که در کرم پودرشما وجود دارد دقت کنید.

برای یک زیر سازی آرایشی خوب شما باید از یک کرم پودر به صورت، کرم، مایع یا پودر استفاده کنید. که انتخاب آن به نوع پوست شما، رنگدانه های پوست شما و همچنین میزان پوششی که پوست شما نیاز دارد، بستگی دارد. اگر می بینید که پوست شما به محض استفاده از کرم پودر آن را به خود جذب میکند، بهتر است که از کرم پودر چربتر استفاده کنید. کرم پودرهای پودری برای کنترل میزان چربی در پوستهای چرب بیشتر کاربرد دارند. اگر به طور مداوم در طول روز و هر روز از کرم پودر خوب استفاده کنید،

این زیرسازی باعث میشود که آرایش شما حالتی کاملا طبیعی داشته باشد .

چگونه کرم پودر مناسب برای پوست خود را انتخاب کنیم؟

هدف از استفاده از کرم پودر یا همان زیرسازی آرایش این است که پوست شما حالت یکنواخت و آماده برای آرایش را پیدا کند و هدف از زدن کرم پودر، رنگ بخشیدن به پوست نیست.به همین خاطر بهتر است که تا آنجا که میتوانید هنگام انتخاب کرم پودر خود، نزدیکترین رنگ به رنگ پوست خودتان را انتخاب کنید. برای اینکار رنگ آن را روی استخوان فک خود امتحان کنید. رنگ درست باید در مقایسه با رنگ گردن طبیعی جلوه کند.
 
 به یاد داشته باشید:
اگر کرم پودر درست را انتخاب کنید و به خط فک پایین خود بمالید، دیگر خط آرایشی بین گردن و صورت به وجود نمی آید. برای
تست رنگ کرم پودر بهتر است سه رنگ نزدیک به رنگ بر روی خط فک پایین خود بمالید، بعد در نور طبیعی ببینید که آیا هنوز خط آرایشی دیده میشود یا نه. اگر رنگ درست را انتخاب کرده باشید خطی نباید مانده باشد.

اگر پوستتان چرب باشد بهتر است از یک کرم پودر بدون چربی یا با منشا آبی استفاده کنید. پوستهای خشک با کرم پودرهای مایع و کرم پودرهایی که حالت کرم دارند، سازگاری بهتری دارند.

کرم پودر را درست زیر چانه تست کنید . این کار باعث میشود بفهمید که آیا کرم پودر در صورتتان نامرئی میشود یا نه. اشتباهی که اغلب خانمها میکنند این است که کرم پودر را یا روی گونه تست میکنند، که اغلب پوست آن تیره تر از دیگر قسمتهای صورت است، و یا روی پشت دستشان.

زنان پوست رنگی رنگدانه های زرد در پوستشان دارند و به همین خاطر باید از کرم پودر با پس زمینه زرد و بدون چربی استفاده کنند. پوستهای تیره تر نور بیشتری منعکس میکنند و چرب تر هستند.ابتدا، نوع پوستتان را در نظر بگیرید.
رنگ کرم پودر خود را درست انتخاب کنید:

حال، مطمئن شوید که رنگ کرم پودرتان را درست انتخاب کرده اید.

رنگ کرم پودر باید  تا جایی که میشود  به رنگ پوست شما نزدیک باشد. اکثر خانمها چند درجه زردی در پوستشان دارند. پسکرم پودرهایی که پس زمینه طلایی دارند از کرم پودرهایی که پس زمینه صورتی دارند طبیعیتر نشان میدهند. اگر میخواهید مقداری سرخی به پوستتان بدهید، به جای کرم پودر این کار را با رژ گونه انجام دهید.

اگر در مورد رنگ پوستتان دو دل بودید، از یک رنگ حنثی استفاده کنید که نه زیاد زرد باشد و نه زیاد صورتی. اگر هنگام کشیدن آن بر روی پوست نامرئی شد، رنگ درست را انتخاب کرده اید.

چگونه از کرم پودر استفاده کنیم:

وقتی نوبت به کرم پودر زدن میرسد، به یاد داشته باشید که کم آن هم زیادی است. منظورمان این است که هر کسی نیاز ندارد که از پیشانه تا زیر چانه خود را کرم پودر بزند. یکی از ترفندهای داشتن یک ظاهر طبیعی این است که فقط جاهایی را آرایش کنیم که پوست تیره  یا سرخ دارند. (اکثرا روی بینی، کناره های بینی، گونه ها، اطراف دهان و گوشه چشم) کرم پودر را نقطه به نقطه بزنید و بعد با نوک انگشت یا اسفنج آرایش به سمت خارج، جهت خط مو پخش کنید.

انگشتان بهترین برسها هستند. غالبا استفاده از انگشتان برای پخش کردن کرم پودر از هر وسیله دیگری بهتر است چون حرارت نوک انگشتان باعث آب شدن تدریجی  کرم پودر میشود، که به این ترتیب راحت تر میتوان آن ا روی نقاطی کی میخواهیم پخش کنیم. به تدریج این رنگ را به تمام صورت، از جمله پلکها و زیر چانه پخش کنید تا چهره تان دو رنگ نشود.

 

نکاتی برای زدن کرم پودر:

·         صورتتان را مرطوب کنید و بگذارید کرمتان جذب شود. این موضوع باعث میشود که کرم پودرتان در سطح پوست       بماند.

·         کرم پودر را بزنید و فورا پخش کنید.

 

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢۸
comment نظرات () لینک


+ روانشناسی فصلها

بهار

افرادی که در بهار به دنیا آمده اند، دارای رنگ های طلایی است. بعضی از متولدین این فصل چهره ای عاجی رنگ همراه با لک و کک و مک دارند و بقیه دارای پوستی شفاف و گندمگون می باشند. حتی با وجود کک و مک نیز پوست چهره ی آنها شفاف و درخشان بوده و در برابر نور آفتاب قهوه ای رنگ و برنزه می گردد. رنگ چشمهای این افراد معمولاً روشن با رگه هایی طلایی است.



رنگ های بهاری

نارنجی های روشن، هلویی، انواع رنگ قرمز، زنگاری روشن، صورتی های مایل به هلویی، قرمزهای روشن و درخشان متمایل به نارنجی، طلایی روشن و درخشان، زرد طلایی، خاکستری سایه روشن، قهوه ای متمایل به طلایی، قهوه ای مسی، آبی روشن و درخشان، آبی فیروزه ای، آبی دریایی، و آبی لاجوردی روشن تا سبزهای روشن و درخشان متمایل به زرد رنگ های متولدین فصل بهار است. مشکی و شرابی رنگ متولدین این فصل نیست.



تابستان

پوست متولدین تابستان دارای زمینه ی رنگ های آبی متمایل به صورتی است. و معمولاً پوست صورت اینگونه افراد صاف و شفاف و مهتابی بوده و رنگ موها نیز از بور بسیار تند یا خاکستری یا قهوه ای با زمینه رنگ قهوه ای متمایل به قرمز یا خاکستری متغیر است. رنگ چشمهای متولدین این فصل روشن یا خاکستری ملایم می باشد.


رنگ های تابستانی

انواع صورتی های کمرنگ و صورتی های متمایل به شرابی، تمشکی، قرمزهای متمایل به آبی، آبی، بلوطی، زرد لیموی کمرنگ، بنفش تیره و کمرنگ، بنفش مایل به ارغونی سیر، سفید ملایم، بژ متمایل به آبی، قهوه ای گوزنی، آبی تیره متمایل به خاکستری، آبی روشن متمایل به خاکستری، سبزهای متمایل به آبی رنگ های متولدین فصل تابستان است. نارنجی، طلایی، مشکی از رنگ های این فصل نمی باشد.


پاییز


پوست افرادی که در فصل پاییز به دنیا آمده اند، دارای زمینه ی رنگ های طلایی است و رنگ موهایشان قرمز یا قهوه ای متمایل به قرمز بوده و پوست چهره ی آنها لطیف و شفاف، گلگون رنگ یا طلایی تیره می باشد. افراد متعلق به این فصل، با چشمهایی روشن و کمرنگ، در رنگ های تیره ی پاییزی بهتر به نظر خواهند رسید.


رنگ های پاییزی

انواع نارنجی، هلویی تیره، زنگاری، قرمز متمایل به قهوه ای، قرمزهای تیره و متمایل به نارنجی، طلایی، طلایی متمایل به زرد، طلایی متمایل به کرم، بژ متمایل به طلایی، انواع قهوه ای، آبی، فیروزه ای، انواع سبز رنگ های متولدین فصل پاییز است. صورتی، شرابی، ارغوانی، خاکستری و مشکی جزء رنگ های این فصل به حساب نمی آید.



زمستان

پوست زمستانی ها دارای زمینه ی رنگ های آبی متمایل به صورتی است. رنگ موهای اغلب افراد متولد در این فصل تیره بوده و رنگ چهره ی آنها بژ متمایل به خاکستری یا زرد رنگ می باشد. تضاد بین سفیدی چشم و عنبیه در چشمهای این افراد بیشتر از افراد متولد فصل تابستان است.


رنگ های زمستانی

اکثر رنگ های روشن و درخشان، صورتی های متمایل به آبی روشن و تیره، قرمزهای روشن و درخشان، قرمزهای متمایل به آبی، زردهای روشن، ارغوانی متمایل به قرمز تیره، سفید، بنفش مات، خاکستری متمایل به قهوه ای، خاکستری، مشکی، آبی تیره، آبی روشن، آبی مات، فیروزه ای روشن، سبزهای روشن از رگ ها متعلق به متولدین فصل زمستان است. نارنجی و طلایی از رنگ های زمستانی نمی باشند.

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢٢
comment نظرات () لینک


+ تعارض و بهداشت روانی

 

مقدمه

بهداشت روانی انسان متاثر از عوامل مختلفی است که هر یک به نوبه خود سلامت روان و بهداشت روانی فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهند. تعارض یکی از این عوامل مهم است که می‌تواند تاثیرات زیادی بر بهداشت روانی داشته باشد. در حالت تعارض فرد انرژی روانی زیادی را صرف می‌کند تا یکی از حالات و راههای مقابل خود را برگزیند. قرار گرفتن در چنین شرایطی با توجه به استرس‌زا بودن آن قابل توجه است. معمولا انتخاب یکی از حالات موجود موجب برطرف شدن اثرات مخرب تعارض می‌گردد. اما ماندن در چنین شرایطی به صورت طولانی مدت می‌توانند اثرات فزاینده مخربی داشته باشد.

انواع تعارض و تاثیرات آن بر بهداشت روانی

تعارضات در انسان انواع مختلفی دارد. با اینکه خصوصیات مشترک تمامی آنها قرار گرفتن در وضعیتی است که فرد ناچار است از بین دو یا چند راه یکی رابرگزیند اما از لحاظ جاذبه یا دافعه بین تعارضات مقاومت از بین حالاتی که فرد می‌تواند انتخاب کند برخی حالات جاذب دارند یعنی فرد تمایل دارد آن حالات را برگزیند و در حالت دافع فرد تمایل دارد از انتخاب آن راه سرباز زند.

تعارض جاذب - جاذب و بهداشت روانی

در حالت تعارض جاذب - جاذب فرد در وضعیتی قرار می‌گیرد که ناچار است از میان دو راه که هر دو برای وی جذاب و مطلوب هستند یکی را انتخاب کند. و در واقع انتخاب یکی از این راهها مستلزم چشم‌پوشی از راه دیگر است. به عنوان مثال ساده‌ای تصور کنید فردی را که علاقه به دو سریال متفاوتی دارد که هر دو در یک ساعت واحد از دو شبکه تلویزیونی پخش می‌شوند فرد در حالت انتخاب یکی از این فیلمها برای تماشا کردن در حالت تعارض قرار دارد و به هر حال باید تصمیم‌گیری کند و یکی را برای تماشا کردن انتخاب کند و یا هیچیک را حالت سومی وجود ندارد چون فرد نمی‌تواند هر دو را در یک لحظه واحد تماشا کند.
در چنین موردی میزان استرس‌زایی این موقعیت پایین است و فرد احساس ناراحتی چندانی نمی‌کند و بهداشت روانی او چندان به مخاطره نمی‌افتد. اما مواردی از زندگی وجود دارد که انتخاب فرد اهمیت حیاتی دارد و فرد باید تصمیمی بگیرد که برای زندگی و یا بخشهای مهمی از زندگی او اهمیت قابل توجه دارد. به عنوان مثال فردی که در رشته مورد علاقه خود در شهر دیگری پذیرفته شده است و در همان زمان شغل مورد علاقه او در شهر خودش به او پیشنهاد شده است. قرار گرفتن در چنین وضعیتی برای فرد آزار دهنده است تا زمانی که انتخاب درستی کرده و خود را از وضعیت خارج کند.

تعارض دافع- دافع و بهداشت روانی

در حالتی تعارض دافع- دافع بوجود می‌آید که فرد ناچار است از بین دو یا چند وضعیتی یکی را انتخاب کند در حالی که به هیچ یک تمایل ندارد. مثل کسی که درد شدید بدنی دارد و از زدن آمپول هم ترس شدید دارد. ولی ناچار است یکی از این‌دو را که هر دو برایش ناگوار هستند یکی را انتخاب کند. در زندگی روزمره موارد زیادی از این حالت تعارض اتفاق می‌افتد که برخی از آنها مسائلی پیش افتاده‌تر بود. و درجه آزاردهندگی و استرس‌زایی آنها برای فرد پایین است اما مواردی نیز وجود دارند که فرد را در وضعیت بسیار ناگواری قرار می‌دهند و استرس زیادی را بر او تحمیل می‌کنند. تحمل چنین وضعیتی در دفعات مکرر یا مدت طولانی مدت اثرات مخرب بر بهداشت روانی فرد دارد.

تعارض جاذب- دافع و بهداشت روانی

این قبیل تعارضات که فرد با یک راه یا موقعیتی روبروست که هم برای فرد جذاب و هم دافع است. انسانها در حالاتی که می‌خواهند راهی انتخاب کنند که می‌دانند از برخی جهات آنها مفید و از برخی جهات برایشان نامناسب است دچار چنین حالاتی می‌شوند. مثل فردی که تمایل به ازدواج دارد ولی از سوی دیگر مشکلات بعد از آن مثل قبول مسئولیت و مشکلات مالی حاصل از زندگی مشترک و ... او را از این کار باز می‌دارد. این نوع تعارض معمولا بیشترین میزان استرس را بر فرد وارد می‌سازد و بهداشت روانی او را به مخاطره می‌اندازد.

تاثیر بهداشت روانی برحل تعارضات

تمامی انسانها خواه و ناخواه در وضعیتهایی قرار می‌گیرند که حاکی از وجود تعارض در یکی از انواع آن است. اما شیوه حل این تعرضات به عواملی بستگی دارد که یکی از این عوامل بهداشت روانی فرد است. افرادی که موفق به حفظ بهداشت روانی خود شده‌اند در چنین شرایطی با شیوه‌های مناسبی به حل تعارضات آن می‌پردازند و از میزان استرس‌زایی چنین موقعیتهایی می‌کاهند. آنها از شیوه‌هایی چون مهارتهای تصمیم‌گیری حل مساله و ... استفاده بهینه می‌کنند.  

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٤/٢٧
comment نظرات () لینک


+ روانشناسی هیجان

 

تعجب
یکی از مشکلات اصلی که پژوهشگران هیجان با آن روبرو هستند فهمیدن علت یا علتهای هیجان است. در این بررسی علیتی دیدگاه‌های متعددی مطرح شده است که دیدگاه‌های زیستی ، روان تکاملی ، شناختی رشدی ، روان کاوی ، اجتماعی ، جامعه شناختی ، فرهنگی و انسان شناختی از جمله آنها هستند.


نگاه اجمالی

هیجانها چند بعدی هستند. هیجانها به صورت پدیده‌های ذهنی ، زیستی ، هدفمند و اجتماعی وجود دارند. هیجانها از این نظر احساسهای ذهنی هستند که باعث می‌شوند به صورت خاصی مثل عصبانی یا شاد احساس کنیم. هیجانها واکنش‌های زیستی هم هستند. آنها پاسخهای بسیج کننده انرژی‌اند که بدن را برای سازگار شدن با هر موقعیتی که روبرو می‌شویم آماده می‌سازند. برای مثال خشم نوعی میل انگیزشی در ما ایجاد می‌کند تا کاری انجام دهیم که معمولا آن را انجام نمی‌دهیم، مثلا با یک دشمن بجنگیم یا به یک بی‌عدالتی اعتراض کنیم. هیجانها پدیدهای اجتماعی نیز هستند. وقتی هیجانی می‌شویم علائم قابل تشخیص چهره‌ای ، ژستی و کلامی می‌فرستیم که کیفیت هیجان پذیری ما را به دیگران منتقل می‌کند. (مثل حرکت ابروهایمان و تن صدایمان)


این اصطلاح از ریشه لاتین Emovere به معنی حرکت ، تحریک ، حالت تنش یا تهییج مشتق شده است.


ابعاد هیجان

  • عنصر ذهنی به هیجان احساس می‌دهد یعنی تجربه ذهنی‌ای که هم معنی و هم اهمیت شخصی دارد. هیجان از نظر شدت و کیفیت در سطح ذهنی احساس می‌شود.

  • عنصر زیستی فعالیت دستگاه‌های خودمختار و هورمونی را شامل می‌شود، به این صورت که آنها برای آماده کردن رفتار کنار آمدن سازگارانه آن در هیجان دخالت دارد. فعالیت نور و فیزیولوژیکی آن چنان با هیجان آمیخته است که هر گونه تلاش برای تجسم فردی عصبانی که برانگیخته نباشد تقریبا غیرممکن است.

  • عنصر کارکردی (هدفمند) به این سوال مربوط می‌شود که وقتی فردی هیجانی را تجربه می‌کند چه فایده‌ای از آن می‌برد. آدم بدون هیجان از لحاظ تکاملی در مقایسه با سایر آدمها اشکال دارد. برای مثال تجسم کنید فردی که قابلیت ترس ، علاقه یا عشق ندارد از نظر بقای جسمانی و اجتماعی چقدر در وضعیت نامساعدی قرار دارد.

  • عناصر بیانگر جنبه اجتماعی و ارتباطی هیجان است. تجربه‌های خصوصی ما از طریق ژستها ، آواگریها ، و بویژه جلوه‌های صورت به دیگران ابراز و منتقل می‌شوند. پس هیجانها کل بدن ما را درگیر می‌کنند. احساسها و پدیدارشناسی مان ، زیست شیمی و نظام عضلانی مان ، امیال و هدفهایمان و ارتباط و تعاملمان با دیگران است.

دیدگاه‌های مربوط به هیجان

دیدگاه زیستی

این دیدگاه معتقد است که هیجانها از تاثیرات بدنی گذرگاههای عصبی لیمبیک، الگوهای شلیک عصبی و پس خوراند صورت می‌گیرد.

دیدگاه شناختی

این دیدگاه معتقد است که هیجانها از رویدادهای ذهنی نظیر ارزیابیها ، دانش و حافظه ، زمانی که فرد معنی شخصی رویدادهای محرک را تعبیر می‌کند ناشی می‌شود. چون مواردی نظیر داروها ، تحریک برقی مغز و پس خوراند صورت هیجان را فعال می‌کند. معلوم است که نیروهای زیستی بدون دخالت شناختی یا با دخالت آن تجربه هیجانی به بار می‌آورند چون افراد تقریبا همیشه ارتباط شخصی و اهمیت شخصی رویدادها را تعبیر می‌کنند پس معلوم می‌شود که نیروهای شناختی هم موجب تجربه هیجانی می‌شوند.

چند تا هیجان وجود دارد؟

گرایش شناختی بر هیجان‌های اصلی مثل خشم ، ترس تاکید می‌کند و به اهمیت هیجان‌های ثانوی یا اکتسابی کم بها می‌دهد. گرایش شناختی قبول دارد که هیجان‌های اصلی مهم هستند اما معتقد است جالب بودن تجربه‌های هیجانی به خاطر تجربه‌های فردی ، اجتماعی و فرهنگی است. در نهایت پاسخ دهی به سوال فوق بستگی به اینکه طرفدار گرایش شناختی باشیم یا زیست شناسیی فرق می‌کند.


  • دیدگاه زیستی معتقد است که انسانها چیزی بین 2 تا 10 هیجان دارند.

  • دیدگاه شناختی معتقد است که انسانها خزانه هیجان بسیار متنوع تری از هیجان‌های اصلی دارند. این نظریه پردازان می‌گویند درست است که تعداد معدودی مدار عصبی و واکنش بدنی مثل جنگ و گریز وجود دارد اما چند هیجان مختلف می‌تواند از واکنش زیستی یک ایجاد شوند برای مثال یک پاسخ فیزیولوژیکی تنها مثل بالا رفتن سریع فشار خون می‌تواند مبنای زیستی خشم ، حسادت یا رشک باشد.

هیجانها چه فایده‌ای دارند؟

از دیدگاه کارکردی هیجانها به صورت واکنش‌های زیستی تکامل یافته‌اند تا به ما کمک کنند تا با تکلیف اساسی زندگی مثل مواجه شدن با تهدید به خوبی کنار بیاییم. علاوه بر این هیجانها به هدفهای اجتماعی هم کمک می‌کنند. هیجانها احساسات ما را به دیگران منتقل می‌کنند، بر نحوه تعامل دیگران با ما تاثیر می‌گذارند، ما را به تعامل اجتماعی فرا می‌خوانند و نقش مهمی در برقراری روابط میان فردی ، حفظ و قطع آن دارند.

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٤/۸
comment نظرات () لینک


+ انواع خانواده ها از نظر تربیت


به طور خلاصه از نظر نحوه تربیت کودک و بطور کلی نحوه اداره سیستم خانواده می توان ۴ نوع خانواده را مشخص کنیم که عبارتند از:
۱) خانواده خشک و سخت گیر (والدین سخت گیر و مستبد)
۲) خانواده سهل گیر و آسان گیر
۳) خانواده گسسته (‌ خانواده پریشان )
۴) خانواده دمکرات (‌ خانواده سالم )
به علت مهم و مبسوط بودن
این مبحث، هر یک از این ۴ دسته خانواده را در یادداشتی جداگانه شرح خواهیم داد:


الف) خانواده خشک و سخت گیر


۱) پدر و مادر ها با بچه ها همان طور رفتار می کنند که والدین خودشان رفتار کرده اند.
۲) تصمیم گیری با یکی از والدین خصوصا پدر انجام می گیرد. معمولا پدر خانواده حاکم بر رفتار و اعمال فرزندان است و هیچ یک از اعضای خانواده اجازه اظهار نظر ندارند
۳) والدین چنان رفتار می کنند که فرزندان می آموزند حق هیچ گونه ابراز عقیده ای را - حتی در مواردی که می تواند مانع از بروز بعضی مشکلات برای خانواده گردد - ندارند.
۴) اگر فرزندان از فرمان والدین اطاعت نکنند ‍ ، والدین آنان ناراحت ، خشمگین و آزرده خاطر می شوند.
۵) فرزندان جرات سئوال کردن در مورد انجام دادن یا انجام ندادن کارها را ، از والدین خود ندارند.
۶) والدین بر رفتا و کارهای فرزندان خود کنترل شدید دارند و همه تصمیمات را شخصا اتخاذ می کنند.
۷) والدین دلیلی را - برای دستوراتی که صادر می کنند - برای فرزندان خود ارائه نمی دهند و از آنان می خواهند بدون چون و چرا از این دستورات اطاعت کنند.
۸) نسبت به رعایت نظم و انضباط ،‌ ارزشی افراطی قایل هستند و والدین توانایی تحمل هیچ گونه بی نظمی را از طرف فرزندان خود ندارند.
۹) به سخنان کودکان خود گوش نمی دهند و اگر هم سخنی را بشنوند برای آن است که با آن مخالفتی را نشان دهند.
۱۰) در مواردی که فرزندان خود را نصیحت یا آنان را از انجام دادن کاری منع می کنند ،‌ دلیل خاصی را ارائه نمی دهند.
۱۱) برای تصمیات فرزندان خود ،‌ حتی اگر این تصمیمات معقول و مستند باشد ،‌ احترام قائل نیستند.
۱۲) معتقدند که چون سن ‍، تجربه و دانش آنان بیشتر از فرزندانشان است ‍، بنابراین ، حق دخالت در همه امور و حتی در خصوصی ترین کارهای فرزندان خود را دارند.
۱۳) برخورد آنان با فرزندان خود احترام آمیز نیست و حتی از تحقیر فرزندان خود در حضور دیرگان نیز ابایی ندارند.
۱۴) غالبا نیازهای عاطفی کودکان ارضاء نمی شود.
۱۵) ممکن است که والد ضعیف در چنین خانواده ای با کودکان ائتلاف کند در چنین حالتی ارزش هر دو والد نزد کودک شکسته می شود . اگر بنا باشد یکی از والدین به عنوان منبع قدرت خانواده آسیب ببیند می توان تصور کرد والد دیگر نیز ارزش پیشین خود را نخواهد داشت.
۱۶) چنین کودکانی احتمالا جذب گروه های بیرون شده و با عزت نفس پائین که دارند دچار بزهکاری می شوند.
۱۷) بسیاری از این والدین ممکن است به خاطر کمال گرایی که دارند ، کودکان را تحت فشار قرار دهند و از آنها بالاترین انتظارات را داشته و پیوسته به شکل نوین بر آنها سخت گیری کرده و برنامه های سخت گیرانه برایشان تدارک ببیند.
۱۸) احتمال دروغ گویی و ریا کاری در کودکان چنین خانواده هایی به علت ترس از تنبیه و سرزنش افزایش می یابد.
۱۹) چنین کودکانی به علت اینکه مرتبا علایقشان سرکوب شده و موجب تحقیر قرار گرفته اند و همچنین دیگران برای اموراتشان تصمیم گرفته اند ،‌ از خلاقیت کمی برخوردارند . اگر چه ممکن است به علت سخت گیری والدین از نظر آموزش بعضی از مهارتها ، پیشرفتی کرده باشند.
۲۰) اضطراب ،‌ افسردگی ،‌ همچنین وسواس و کمال گرایی ،‌ نا امیدی و بسیاری از مشکلات روانی ممکن است دامنگیر کودکان خانواده های سخت گیر گردد.
۲۱) غالبا والدین سخت گیر ، خود را منطقی نیز تصور می کنند. و برای هر کارشان دلیل تراشی می کنند. ولی غیر مستقیم به خاطر سختی گیری آنهاست که کودکان فرمانشان را اجرا می کنند نه منطقشان.



ب) خانواده سهل گیر و آسان گیر


۱) پدر و مادر به دنبال نیازهای ارضاء نشده خودشان هستند. دنبال جوانی و نوجوانی و دل مشغولی های خود هستند.
۲) به امر تربیت و ارضاء نیازهای جسمی و روانی کودک نمی پردازند و چون آسانگیر هستند ،‌ برای خاموش کردن صدای بچه ،‌ هر چه کودکشان از آنها می خواهد ، آنها انجام می دهند . لذا کودک پرتوقع تربیت می شود.
۳) هدفها و انتظارات برایشان روشن نیست و به همین دلیل ، در تربیت فرزندان خود از روش ، فلسفه یا دیدگاه خاصی پیروی نمی کنند.
۴) هیچ نوع کنترلی بر رفتار فرزندان خود ندارند و آنان را کاملا آزاد می گذارند تا به هر نحوی که خود مایل هستند ‍،‌ شیوه های خاص زندگی خود را انتخاب و به کار گیرند.
۵) هیچ نوع انتظار و توقع خاصی از فرزندان خود ندارند و فرزندان نیز به نوبه خود می آموزند که والدین نباید از آنان انتظار خاصی را داشته باشند.
۶) نسبت به رفتار فرزندان خود ‍،‌ حتی در مواردی که مورد آزار و اذیت خود آنان و دیگران قرار می گیرند ‍،‌ توجه خاص نشان نمی دهند و در این موارد ، بی تفاوت عمل می کنند.
۷) اگر فرزندان خانواده از دستورات آنان اطاعت نکنند ، ناراحت نمی شوند و چنان رفتار می کنند که گویی عدم اطاعت از دستورات والدین امری طبیعی ، عادی و متداول است.
۸) در پاداش دادن - وقتی از فرزندان رفتار پسندیده ای سر می زند - یا تنبیه آنان - در هنگامی که کار خلاف از آنان سر می زند - اهمال می کنند و بی تفاوت هستند (‌به یاد داشته باشیم که منظور از تنبیه کردن در معنای روانشناختی آن ،‌ محروم کردن فرزند از پاداش است و تنبیه بدنی مورد نظر نمی باشد).
۹) شیوه های رفتاری والدین چنان است که در فرزندان اعتماد لازم را نسبت به آنان ایجاد نمی کند.
۱۰) نسبت به تکالیف و نمرات درسی فرزندان خود توجه نشان نمی دهند و علاقه ای نیز به همکاری با معلمان و مدیریت مدرسه محل تحصیل آنان ندارند.
۱۱) آنچه را که فرزندان اراده کنند یا بخواهند ، برای آنان تهیه می کنند و در این مورد ،‌ سلیقه خاصی را اعمال نمی کنند.
۱۲) هیچ گونه تلاش خاصی را در زمینه استقلال فرزندان خود انجام نمی دهند و چنانچه یکی از فرزندان شدیدا به آنان وابسته باشد ،‌ کار خاصی را در زمینه کاهش این نوع وابستگی که بعدا برای آنان مشکل ساز خواهد بود ،‌ انجام نمی دهند.
۱۳) نظم و ترتیب را در محیط خانواده رعایت نمی کنند و از فرزندان خود نیز انتظار خاصی در این زمینه ندارند.
۱۴) فرزندان خود را برای انجام هر کاری آزاد می گذارند و حتی در مواردی که مداخله آنان لازم به نظر می آید ، دخالت نمی کنند.
۱۵) این بچه ها چون در زندگی با موانع مواجه نشده است ،‌ لذا وقتی وارد جامعه می شود به خاطر عدم تجربه کافی ، زود تسلیم میشود و شکننده هست.



ج) خانواده گسسته یا خانواده پریشان


۱) در این خانواده ها بعلت اختلاف بین والدین ، معمولا به صورت قهر و آشتی به سر می برند که تاثیر منفی روی کودکان می گذارد
۲) گاهی کودک به عنوان قاضی در نظر گرفته می شود و گاهی قربانی یکی از طرفین می گردد
۳) کودک علاوه بر اینکه نیازهای روانی و جسمانیش ارضاء نمی گردد ،‌ بتدریج الگوهای پرخاشگری را می آموزد . (‌ کودکانی که بدون مقدمه بچه های دیگر را می زند)
۴) میزان ارزش و احترامی که هر یک از افراد خانواده برای خود قائل هستند ‍ ، ناچیز است
۵) چهره افراد خانواده غالبا عبوس و افراد خانواده معمولا غمگین ‍، گرفته ‍،‌ افسرده و بی احساس به نظر می آیند
۶) گوش افراد خانواده برای شنیدن خواسته های یکدیگر سنگین است و صدای آنان یا بلند و خشن و گوشخراش است و یا به اندازه ای آرام و نجوا مانند است که به سختی قابل شنیدن می باشد
۷) نشانه دوستی و صمیمت در بین افراد خانواده کم است و در مواردی حتی از وجود یکدیگر نیز بی اطلاع هستند
۸) شوخی های افراد خانواده با یکدیگر در بیشتر اوقات گزنده ‍،‌ بیرحمانه و مبتنی بر قساوت قلب است
۹) بزرگترهای خانواده تا آن میزان سرگرم امر و نهی کردن و دستور دادن به کوچکتر ها هستند که برای مثال پدرو مادر هرگز نمی فهمند فرزندان آنان دارای چه ویژگیهای شخصیتی هستند
۱۰) فرزندان خانواده کمتر از وجود پدر و مادر خود به عنوان دو انسان بالغ ‍ ،‌ فهمیده ،‌ باشعور ،‌ اصیل و دوست داشتنی ،‌ بهره مند می شوند
۱۱) پدر و مادر برای احترازو دوری از یکدیگر ، آن چنان خود را مشغول کارهای خارج از محیط خانواده می کنند که گویی تنها وظیفه آنان کار کردن و تامین مایحتاج زندگی است
۱۲) افراد خانواده ، احساس تنهایی و بی یاور بودن می کنند و به این باور می رسند که بیچاره و نگون بخت هستند و در واقع نوعی درماندگی آموخته شده را تجربه می کنند
۱۳) افراد خانواده غالبا تکانشی عمل می کنند ‍ ،‌ عصبی هستند ، احساس گناه و تقصیر می کنند یا بر عکس ‍ ،‌ احساس می کنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند و برای جبران این احساس گاه با یکدیگر رفتاری بسیار خشونت آمیز و غیر انسانی نشان می دهند
۱۴) افراد خانواده برای کنترل امورغیر ممکن ،‌ تلاش فراوان می کنند و هرگز متوجه نمی شوند که انجام بعضی از خواسته های آنان به وسیله طرف مقابل ‍، غیر ممکن است
۱۵) افراد خانواده گاه گرفتار مشکل کمال طلبی می شوند و در این راه ،‌ هم خود متحمل فشارهای روانی زیاد می شوند و هم بر افراد دیگر خانواده فشارهای فزاینده ای را می آورند
۱۶) افراد خانواده حالت اصطلاحا نهایت نگری دارند. و در نظر آنان همه پدیده های عالم در دو حد یک طیف هستند و هر پدیده ‍ ، شی ، صفت ،‌ مفهوم یا سفید است یا سیاه - یا خوب است یا بد - یا زیان آور است یا سودمند - یا دوست داشتنی است یا غیر دوست داشتنی - لذا هیچ حد واسطی را در نظر نمی گیرند.
۱۷) وابستگی افراد خانواده با یکدیگر نا سالم است و در این موارد یا نسبت به احساسات ، خواسته ها و نیازهای خود بی توجه هستند یا خود را مرکز و محور عالم به حساب می آورند و خود خواهی آنان در همه رفتارهایشان تجلی پیدا می کند.
۱۸) افراد خانواده نسبت به هر موضوع یا پدیده ای تعصب بی مورد و شدید نشان می دهند و این ویژگی باعث می شود از استدلال ، منطق ، و عقل سلیم فاصله بسیار داشته باشند
۱۹) افراد خانواده و خاصه فرزندان این خانواده ها با یکدیگر به رقابت ناسالم می پردازند و موفقیت یکی از آنان در زمینه خاصی ( مثل موفقیت شغلی ‍ ، خرید یک ماشین ، خرید یک لباس و ... ) موجب رنجش ، نگرانی ،‌ اضطراب و حسادت شدید فرد یا افراد دیگر خانواده می شود
۲۰) افراد خانواده مسائل و مشکلات خود را انکار می کنند و به همین دلیل نیز مشکلات آنان هرگز حل نمی شود و این مشکلات در همه ابعاد رفتاری آنان تجلی پیدا می کند
۲۱) افراد خانواده در مورد خود و دیگران به داوریها و قضاوت های نادرست می پردازند و یکی از اعتیاد های مضر و در عین حال لذت بخش آنان ‍ ، غیبت و بدگوئی از دیگران است
۲۲) دروغگویی در بین اعضای خانواده شایع است و هر یک از افراد خانواده یاد گرفته اند که برای اجتناب از درگیری و مشاجره های پایان ناپذیر بعدی ، به افراد دیگر دروغ بگویند.
۲۳) به سادگی افراد خانواده به یکدیگر فحش می دهند ،‌ همچنین خشونت های جسمی نیز رایج است. و نگرش هر یک از افراد خانواده بر این استوار است که طرف مقابل آنان فردی خود رای ،‌ نفهم ، خود خواه و ... است و بهترین راه برای به زانو در آوردن او کتک زدن و تحقیر اوست
۲۴) نگرشهای افراد خانواده در زمینه های مختلف ، تحریف شده است و باورداشتهایی نظیر - به زن نمی توان اعتماد کرد - همه آدمها بد هستند - هر فرد باید فقط به فکر خودش باشد و ... به سادگی تبلیغ می شود.
۲۵) فرزندان خانواده میل شدیدی را برای مورد تایید قرار گرفتن به وسیله اولیای خود نشان می دهند و با از دست دادن هویت خود و نیز بر خلاف میل و خواسته خویش ‍، به خواسته های هر چند نادرست پدر و مادر یا بزرگترها تن در می دهند
۲۶) احساس عدم رضایت از خود یا حالت از خود راضی بودن افراطی در بین افراد خانواده شایع است و آثار این نوع احساس در همه ابعاد رفتاری آنان مشاهده می شود
۲۷) احساس تنهایی و بی یار و یاور بودن در بین اعضای خانواده شایع است و در این راه به بن بست روانی یا غم و اندوه و مزمن و افسردگی می رسند
۲۸) افراد خانواده از اضطراب دائمی و احساس سردرگمی در رنج هستند و به همین دلیل ، اختلالات شناختی ، هیجانی و نیز اختلالات رفتاری در بین این خانواده ها شایع است.


د) خانواده سالم یا خانواده دمکرات


۱) افراد خانواده سرزنده و با محبت هستند و همه رفتار و اعمال آنان با نوعی اصالت توام است
۲) افراد خانواده به طور آشکار رنج و ناراحتی و نیز احساس همدری خود را نسبت به افراد دیگر خانواده بیان می کنند
۳) افراد خانواده از ریسک (‌خطر کردن )‌ معقول و سنجیده نمی هراسند و می دانند که ممکن است با خطر کردن اشتباهاتی نیز داشته باشند ‍ ، ولی اشتباهات شخصی هم می تواند خود مقدمه ای برای شناخت اشکالات شخصی و بنابراین زمینه ای جهت رشد و کسب تجربه بیشتر باشد
۴) افراد خانواده برای یکدیگر ارزش و احترام قایل اند و یکدیگر را دوست دارند و از این احساس خود شادمان هستند
۵) روابط افراد خانواده با یکدیگر هماهنگ و روان است و با آهنگی پرمایه و روشن با یکدیگر سخن می گویند
۶) زمانی که در خانواده سکوت برقرار است ‍، سکوتی است آرامبخش و نه سکوت مبتنی بر ترس یا احتیاط
۷) وقتی در خانواده سرو صدا هست ‍، صدای فعالیتی پر معنی است و نه غرشی رعد آسا و برای خفه کردن صدای دیگران
۸) هریک از اعضاء خانواده می دانند حق آن را خواهند داشت که حرف خود را به گوش دیگران برسانند و در این زمینه نیازی به سکوت و تحمل فشار حاصل از آن نمی باشد
۹) اگر یکی از اعضای خانواده هنوز فرصتی برای صحبت کردن پیدا نکرده است ‍، به دلیل تنگی وقت بوده است و نه کمی محبت ‍ ،‌ کم توجهی یا بی ملاحظه بودن اعضای دیگر خانواده
۱۰) اعضای خانواده به راحتی یکدیگر را نوازش می کنند و در آغوش گرفتن فرزندان توسط پدر و مادر امری است عادی و توام با تجربه عشق و محبت خانوادگی
۱۱) افراد خانواده صادقانه با هم صحبت می کنند ، با علاقه به سخنان یکدیگر گوش می دهند ، با یکدیگر رو راست و صادق هستند و به راحتی علاقه خود را به یکدیگر نشان می دهند
۱۲) افراد خانواده به راحتی و آزادنه با یکدیگر درد دل می کنند و این حق را دارند که درباره هر موضوعی (‌ مثل ناکامیها ، ترسها ، صدمه هایی که دیده اند ،‌ خشم خود ،‌ انتقاد از دیگری ، خوشیها یا کامیابیها )‌ ،‌ با یکدیگر سخن بگویند
۱۳) افراد خانواده برای کارهای خود برنامه ریزی می کنند و در این راه اگر مشکلی با مزاحم اجرای برنامه های از قبل تعیین شده آنان شود ،‌ به سادگی خود را با آن تطبیق می دهند و در نتیجه قادر هستند بدون تجربه احساس ترس یا واهمه ،‌ بیشتر مشکلات زندگی خود را حل و فصل کنند
۱۴) در خانواده ،‌ زندگی آدمی و احساسات بشری، بیش از هر عامل دیگری مورد توجه و احترام است
۱۵) در خانواده ،‌ پدر و مادر خود را مدیر یا رهبر خانواده می دانند و نه رئیس یا ارباب خانواده و نیز می دانند که در موقعیت های مختلف چگونه به فرزندان خود بیاموزند تا به مرحله یک انسان واقعی بودن نزدیک شوند
۱۶) اعضای خانواده در مورد اشتباهات خود (‌ در قضاوت ، رفتار ،‌ بروز هیجانها و ... ) به همان سهولتی با یکدیگر سخن می گویند که در مورد اعمال ، کردار و گفتار صحیح خود اظهار نظر می کنند
۱۷) رفتار اولیای خانواده با آنچه به فرزندان خود می گویند - یا توصیه می کنند - مطابقت کامل دارد و در این راه از خود صداقت بسیار نشان می دهند
۱۸) پدر و مادر خانواده مانند هر مدیر یا رهبر موفق ،‌ نسبت به زمان حساس هستند و مترصد آن می باشند تا از هر فرصت مناسب برای سخن گفتن و تعامل با فرزندان خود ،‌ استفاده کنند
۱۹) اگر یکی از افراد خانواده مرتکب اشتباهی شد و نادانسته خسارتی ایجاد نمود ، پدر و مادر و بزرگترها در کنار او قرار می گیرند تا از او حمایت کنند . این رفتار باعث خواهد شد تا فرزند بی دقت ،‌ بر احساس ترس یا گناه خود فایق آید و از فرصت آموزشی که پدر و مادر برای او فراهم کرده اند ،‌ بیشترین بهره را بگیرد
۲۰) اولیاء خانواده می دانند که فرزندانشان عمدا بدی نمی کنند. به همین دلیل ، اگر متوجه شوند که فرزند آنان در زمینه ای خرابکاری کرده است به این نتیجه می رسند که یا سوء تفاهمی در کار بوده است و یا احساس ارزش فردی و احترام به خویشتن ،‌ در فرزند آنان کاهش پیدا کرده است و باید برای این مشکل راه حلی را پیدا کرد.
۲۱) اولیا خانواده می دانند هنگامی فرزند آنان برای یادگیری آمادگی بیشتری خواهد داشت که خود را با ارزش بداند و احساس کند که دیگران نیز برای او ارزش قایل هستند.
۲۲) اولیاء‌ خانواده می دانند که هر چند با شرمنده ساختن کودک و تنبیه بدنی فرزندان می توان رفتار آنان را تغییر داد ،‌ اما این آگاهی را نیز دارند که آثار این تنبیه ها بر ذهن آنان باقی می ماند و به سادگی و به سرعت قابل ترمیم نمی باشد.
۲۳) وقتی یکی از فرزندان خانواده عملی را انجام می دهد که برای تصحیح عمل یا کار او الزامی به نظر می آید ، پدر و مادر آموزش فرزند خود را با گوش دادن - حس کردن - فهمیدن - و در نظر گرفتن زمان و دوره خاص رشد او ، آغاز می کنند.
۲۴) پدر و مادر خانواده می دانند که در زندگی هر شخص مشکلاتی پیش خواهد آمد و اجتناب از همه مشکلات زندگی امکان ناپذیر می باشد . بنابراین گوش به زنگ آن هستند که برای هر مشکل تازه ،‌ راه حلی پیدا کنند و به فرزندان خود نیز می آموزند تا چگونه در حل مشکلات از خلاقیت و نو آوری بهره بگیرند
۲۵) اولیای خانواده می دانند که تغییر و تحول از ویژگیهای زندگی است ، بنابراین ، می پذیرند که فرزندان آنان به سرعت مراحل مختلف رشد را طی می کنند و هیچگاه نباید سد راه رشد و تغییر فرزندان خود شوند



ه) خانواده آشفته :


۱) در خانواده ارزش و احترامی که هر فرد برای خود قائل است در حد پائین می باشد.
۲ ) ارتباطها غیر مستقیم ، مبهم و کاملا نادرست است.
۳) قواعد و مقررات خانواده ،‌ خشک ، نامردمی ، ناسازگار و همیشگی است.
۴) پیوند و رابطه با جامعه بسته ، مایوس کننده و یاس آور است و براساس ترس انجام می گیرد.


و) خانواده سالم یا بالنده:


۱) سطح ارزش و احترامی که هر فرد برای خود قایل است ، در حد معقول و منطقی می باشد.
۲) ارتباطها مستقیم ،‌ واضح ، صریح و مبتنی بر درستکاری است.
۳) قواعد قابل انعطاف ، انسانی ، منطقی دستخوش تغییر است.
۴) پیوند با جامعه باز ، سالم و امید بخش می باشد.





منبع:سایت آفتاب

نویسنده : roksana_2006 ; ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱۱/۱٠
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد